مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - آینده جامعه ها
یک وحدت گرد میآورد و به آنها وحدت میبخشد، آنها را در برابر واحد دیگر قرار میدهد به طوری که افراد یک قوم یکدیگر را برادر و انسانهای دیگر را در برابر خود قرار میدهند و به آنها به آن دیده نگاه میکنند که به «اشیاء»، یعنی به چشم یک وسیله که فقط ارزش بهرهکشی را دارد ... و این است علت آنکه اسلام انشعابات قومی و قبیلهای را (که انسانیت را قطعه قطعه میکند) ملغی ساخته و مبنای اجتماع انسانی را بر عقیده (کشف حق که برای همه یکسان است و گرایش به آن) قرار داده است نه بر نژاد یا ملیت یا میهن. حتی در رابطه زوجیت و میراث نیز ملاک را شرکت در عقیده قرار داده است [١].
ایضاً تحت عنوان «دین حق در نهایت امر پیروز است» میگوید:
نوع انسان به حکم فطرتی که در او ودیعه نهاده شده است طالب کمال و سعادت حقیقی خود یعنی استیلا بر عالیترین مراتب زندگی مادی و معنوی به صورت اجتماعی میباشد و روزی به آن خواهد رسید. اسلام که دین توحید است برنامه چنین سعادتی است. انحرافاتی که در طی پیمودن این راه طولانی نصیب انسان میگردد نباید به حساب بطلان فطرت انسانی و مرگ آن گذاشته شود. همواره حاکم اصلی بر انسان همان حکم فطرت است و بس؛ انحرافات و اشتباهات از نوع خطای در تطبیق است. آن غایت و کمالی که انسان به حکم فطرت بیقرارِ کمالجوی خود آن را جستجو میکند، روزی- دیر یا زود- به آن خواهد رسید. آیات سوره روم از آیه ٣٠ که با جمله:«فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها» آغاز میشود و با جمله «لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» پایان مییابد، همین معنی را میرساند که حکم فطرت در نهایت امر تخلفناپذیر است و انسان پس از یک سلسله چپ و راست رفتنها و تجربهها راه خویش را مییابد و آن را
[١]. ج ٤/ ص ١٣٢ و ١٣٣.