مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - تقسیمات و قطب بندیهای اجتماعی
سلسله «افعال» ذکر شده نه به عنوان یک سلسله گروهها. از این رو در این لغات احتمال اینکه بیانگر گروهها و تقسیمات و قطبهای اجتماعی باشند نمیرود.
لازم است آیاتی که لغات دسته اول را ذکر کردهاند، خصوصاً در آنچه مربوط به جهتگیریهای اجتماعی است، مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرد تا روشن گردد که [آیا] همه اینها را در دو گروه میتوان جا داد و یا در گروههای متعدد باید جا داده شود، و اگر فرضاً همه اینها در دو گروه جا داده میشود، مشخِّص اصلی آن دو گروه چیست؟ مثلًا آیا میشود همه آنها را در دو گروه «مؤمن» و «کافر» که مشتمل بر جهت گیری اعتقادی است و یا در دو گروه «غنی» و «فقیر» که نمایانگر وضع اقتصادی است جا داد؟ و به عبارت دیگر، باید دید این تقسیمات در نهایت امر به یک تقسیم اصلی برمیگردد و سایر تقسیمات همه فرعی و شاخهای است یا نه؟ و اگر به یک تقسیم برمیگردد آن تقسیم اصلی چیست؟
برخی مدعی هستند که برداشت قرآن از جامعه برداشت دوقطبی است. از نظر قرآن جامعه در مرتبه اول و درجه اول، تقسیم میشود به قطب مسلط و حاکم و بهرهکش، و قطب محکوم و بهره ده و به اسارت گرفته شده. قطب حاکم همان است که قرآن از آنها به «مستکبرین» تعبیر میکند و قطب محکوم آنان هستند که قرآن آنان را «مستضعفین» میخواند. سایر تقسیمات از قبیل تقسیم به مؤمن و کافر یا موحّد و مشرک یا صالح و فاسد جنبه فرعی دارد؛ یعنی استکبار و بهرهکشی است که به کفر، شرک، نفاق و امثال اینها منجر میشود و متقابلًا استضعافشدگی است که در جهت ایمان، هجرت، جهاد، صلاح، اصلاح و امثال اینها میکشاند. به عبارت دیگر، ریشه و خاستگاه چیزهایی که قرآن آنها را انحراف اعتقادی یا اخلاقی یا عملی میخواند، وضع خاصی از روابط اقتصادی است یعنی استثمارگری، و ریشه و خاستگاه چیزهایی که قرآن آنها را از نظر اعتقادی یا اخلاقی یا عملی تأیید و تأکید میکند، استثمارشدگی است. وجدان انسان طبعاً و جبراً تابع وضع زندگی مادی اوست؛ بدون تغییر در وضع زندگی مادی امکان ندارد وضع روحی و نفسانی و اخلاقی مردمی تغییر کند؛ از این رو قرآن مبارزات اجتماعی را در شکل مبارزه طبقاتی صحیح و بنیادی میشمارد، یعنی برای مبارزه اجتماعی نسبت به مبارزه اعتقادی یا اخلاقی اولویت و اصالت قائل است. از نظر قرآن کافران، منافقان، مشرکان، فاسدان، فاسقان، ظالمان از میان گروههایی برمیخیزند که قرآن آنان را