مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٨ - آیا جامعه وجود اصیل و عینی دارد؟
است و وجود اعتباری و انتزاعی دارد.
د. جامعه مرکب حقیقی است بالاتر از مرکبات طبیعی. در مرکبات طبیعی، اجزاء قبل از ترکیب از خود هویتی و آثاری دارند؛ در اثر تأثیر و تأثر در یکدیگر و از یکدیگر زمینه یک پدیده جدید پیدا میشود. اما افراد انسان در مرحله قبل از وجود اجتماعی هیچ هویت انسانی ندارند، ظرف خالی میباشند که فقط استعداد پذیرش روح جمعی را دارند. انسانها قطع نظر از وجود اجتماعی، حیوان محض میباشند که تنها استعداد انسانیت دارند و انسانیت انسان- یعنی احساس «من» انسانی، تفکر و اندیشه انسانی، عواطف انسانی و بالاخره آنچه از احساسها، تمایلات، گرایشها، اندیشهها، عواطف که به انسانیت مربوط میشود- در پرتو روح جمعی پیدا میشود و این روح جمعی است که این ظرف خالی را پر میکند و این شخص را به صورت شخصیت درمیآورد. روح جمعی همواره با انسان بوده و با آثار و تجلیات خود از اخلاق، مذهب، علم، فلسفه، هنر همیشه خواهد بود. تأثیر و تأثرها و فعل و انفعالهای روحی و فرهنگی افراد در یکدیگر به واسطه روح جمعی و در پرتو روح جمعی پیدا میشود نه مقدم بر آن و در مرحله پیش از آن، و در حقیقت، جامعهشناسی انسان مقدم بر روانشناسی اوست. برخلاف نظریه قبل که برای انسان در مرحله قبل از وجود اجتماعی، روانشناسی قائل است و جامعهشناسی او را در مرحله و مرتبه بعد از روانشناسی او میداند، مطابق این نظریه اگر انسان وجود اجتماعی نمیداشت و اگر جامعهشناسی نمیداشت، روان انسانی فردی و روانشناسی فردی نداشت.
نظریه اول یک نظریه اصالة الفردی محض است، زیرا مطابق این نظریه جامعه نه وجود حقیقی دارد و نه قانون و سنت و نه سرنوشت و نه شناخت؛ تنها افرادند که وجود عینی دارند و موضوع شناخت قرار میگیرند؛ سرنوشت هر فرد مستقل از سرنوشت افراد دیگر است.
نظریه دوم نیز اصالة الفردی است؛ برای جامعه به عنوان یک کل و برای ترکیب افراد به عنوان یک ترکیب واقعی، اصالت و عینیت قائل نیست ولی این نظریه رابطه افراد را نوعی رابطه اصیل و عینی شبیه رابطه فیزیکی میداند. مطابق این نظریه جامعه در عین اینکه وجود مستقل از افراد ندارد و تنها افرادند که وجود عینی و