مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤ - ٨ خودآگاهی پیامبرانه
لَقَدْ جاءَکمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکمْ [١].
رسولی شما را آمده است که سختیهای شما بر او گران است، برای نجات شما حرص میورزد.
تا جایی که از غم مردم تا سرحد هلاکت پیش میرود:
فَلَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً [٢].
گویا تو میخواهی خود را از رنج و تأسف هلاک سازی اگر اینها به سخن خدا ایمان نیاورند.
و درست است که از گرسنگی، برهنگی، مظلومیت، محرومیت، بیماری و فقر مردم رنج میبرد و درد میکشد تا آنجا که نمیتواند در بستر خود با شکم سیر بخوابد به نگرانی اینکه مبادا در اقصی بلاد کشور شکم گرسنهای باشد:
هَیهاتَ أنْ یغْلِبَنی هَوای وَ یقودَنی جَشَعی إلی تَخَیرِ الْأطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجازِ أوِ الْیمامَةِ مَنْ لا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ، أوْ أبیتَ مِبْطاناً وَ حَوْلی بُطونٌ غَرْثی وَ أکبادٌ حَرّی [٣].
دور باد که هوای نفس بر من غلبه کند و حرص جلوکش من گردد که به دنبال انتخاب طعام برود. آخر نکند که در حجاز یا یمامه شکمی باشد که هرگز سیری ندیده است. آیا شکم سیر بسر برم در حالی که در اطرافم شکمهای گرسنه و جگرهای سوخته هست؟!
اما اینها را نباید به یک ترحم، رقّت قلب، دلسوزی ساده، نازکدلی، همدلی در سطح همدلی مردم خوش قلب حمل کرد. پیامبر از آن جهت که بشر است در آغاز کار و سلوک خود همه مزایای بشری را در رنگ و شکل سایر بشرها دارد، اما پس از آنکه
[١]. توبه/ ١٢٨.[٢]. کهف/ ٦.[٣]. نهجالبلاغه، نامه ٤٥، نامه علی علیه السلام به عثمان بن حنیف.