مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - نقش مؤثر انسان در ساختن آینده خویش
٢. وسعت دامنه خواستها، که در بخش «انسان و حیوان» [١] از آنها یاد شد و در مباحث این بخش نیز تحت عنوان «موجود چند بعدی» به آنها اشاره شد.
٣. استعداد خودساختگی ویژهای که در انسان است و هیچ موجود دیگر در این جهت مانند او نیست.
توضیح اینکه اگرچه برخی جاندارهای دیگر نیز به مقیاس کمی قابل «ساختن» هستند و میتوان با «عوامل خاص تربیتی» تغییراتی در آنها به وجود آورد- آنچنان که در جهان نباتات و حیوانات مشاهده میشود- ولی اولًا هیچ یک از آنها به دست خودشان ساخته نمیشوند و این انسان است که آنها را میسازد، و ثانیاً تغییرپذیری آنها نسبت به انسان بسیار اندک است.
انسان در ناحیه خصلتها و خویها یک موجود بالقوّه است؛ یعنی در آغاز تولد فاقد خوی و خصلت است، برخلاف حیوانات که هرکدام با یک سلسله خصلتهای ویژه متولد میشوند. انسان چون فاقد هرگونه خوی و خصلتی است و از طرفی خویپذیر و خصلتپذیر است، به وسیله خصلتها و خویهایی که تدریجاً پیدا میکند یک سلسله «ابعاد ثانوی» علاوه بر ابعاد فطری برای خویش میسازد.
انسان یگانه موجودی است که قانون خلقت، قلم ترسیم چهره او را به دست خودش داده است که هرطور که میخواهد ترسیم کند؛ یعنی برخلاف اندامهای جسمانیاش که کارش در مرحله رحِم به پایان رسیده است و برخلاف خصلتهای روحی و اندامهای روانی حیوانات که آنها نیز در مرحله قبل از تولد پایان گرفته است، اندامهای روانی انسان- که از آنها به خصلتها و خویها و ملکات اخلاقی تعبیر میشود- به مقیاس بسیار وسیعی پس از تولد ساخته میشود.
این است که هر موجودی، حتی حیوان، آن چیزی است که او را ساختهاند، ولی انسان آن چیزی است که بخواهد باشد. و به همین جهت است که هرنوع از انواع حیوانات همانطور که اندام جسمانی همه افرادش شبیه یکدیگر است اندامهای روانی و خصلتهای روانی افرادش نیز شبیه یکدیگر است؛ تمام افراد گربه یک نوع خصلت دارند و تمام افراد سگ یک نوع دیگر و تمام افراد مورچه یک نوع دیگر، تفاوتی اگر باشد بسیار اندک است. ولی تفاوت خصلتی و اخلاقی افراد انسان
[١]
. در کتاب اول این مجموعه به نام انسان و ایمان.