مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧ - نقش مؤثر انسان در ساختن آینده خویش
حس باصره، سامعه، لامسه و غیره و از قبیل میلها- که قبلًا از آنها یاد شد- وجود دارد. حیوان به وسیله این قوّهها از طرفی خویشتن را از گزند آفات حفظ میکند و از طرفی موجبات رشد فردی و بقای نوع خود را فراهم میکند.
در انسان همه قوای طبیعی و قوای شعوری که در گیاه و حیوان هست وجود دارد بعلاوه یک سلسله میلهای اضافی- که قبلًا شرح داده شد- و بعلاوه نیروی خارقالعاده عقل و اراده که سرنوشت آینده او را با مقیاس زیادی به دست خودش میدهد و خودش آینده خویش را انتخاب میکند و میسازد.
از آنچه گفته شد روشن گشت که:
برخی موجودات هیچگونه نقشی در ساختن آینده خویش ندارند (جمادات).
برخی دیگر نقشی در ساختن آینده خویش دارند اما این نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه بلکه طبیعت، نیروهای درونی آنها را به طور غیر مستشعر و ناآگاهانه برای صیانت و بقای آنها و ساختن آنها در آینده استخدام کرده است (نباتات).
برخی دیگر نقش بیشتری دارند. این نقش، آگاهانه است هرچند آزادانه نیست؛ یعنی با نوعی آگاهی از خود و محیط خود، تحت تأثیر جاذبه یک سلسله میلهای شعوری، در راه صیانت خود برای آینده میکوشند (حیوانات).
ولی انسان نقشی فعالتر و مؤثرتر و گستردهتر در ساختن آینده خویش دارد.
نقش انسان، هم آگاهانه است و هم آزادانه؛ یعنی انسان، هم به خود و محیط خود آگاه است و هم آنکه با توجه به آینده، به حکم نیروی عقل و اراده میتواند آزادانه آینده خویش را به هر شکل که خود بخواهد انتخاب کند.
ضمناً دایره ایفای نقش برای انسان نسبت به حیوان بسی وسیعتر و گستردهتر است. گستردگی دایره سازندگی انسان نسبت به آیندهاش از سه ویژگی در انسان سرچشمه میگیرد:
١. وسعت دایره بینش و آگاهی. انسان با نیروی علم، دایره بینش و آگاهی خویش را از ظواهر و سطح طبیعت عبور میدهد و تا اعماق درون آن گسترش میدهد و قوانین طبیعت را میشناسد. با شناختن قوانین طبیعت، دست انسان برای ساختن طبیعت آنچنان که با زندگی انسان سازگارتر باشد باز میشود.