مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - آیا انسانیت روبناست؟
به پیش است. حرکت تکاملی بشر از نظر معنوی یک حرکت یکنواخت روی خط مستقیم نیست؛ حرکتی است که گاهی انحراف به راست یا به چپ دارد، توقف و احیاناً بازگشت دارد ولی در مجموع خود یک حرکت پیشرو و تکاملی است. این است که میگوییم انسان آینده حیوان فرهنگی است نه حیوان اقتصادی؛ انسان آینده انسان عقیده و ایمان است نه انسان شکم و دامن.
طبق این نظریه، جنبه انسانی انسان به علت اصالتش همراه و بلکه مقدّم بر تکامل ابزارهای تولیدیاش تکامل یافته و بر اثر تکامل، تدریجاً از وابستگیاش و تأثیرپذیریاش از محیط طبیعی و اجتماعی کاسته و بر وارستگیاش- که مساوی است با وابستگی به عقیده و آرمان و مسلک و ایدئولوژی- و نیز تأثیربخشیاش بر روی محیط طبیعی و اجتماعی، افزوده است و در آینده هرچه بیشتر به آزادی کامل معنوی یعنی استقلال و وابستگی به عقیده و ایمان و ایدئولوژی خواهد رسید. انسان در گذشته با اینکه از مواهب طبیعت و مواهب وجود خود کمتر بهرهمند بوده، بیشتر اسیر و برده طبیعت و هم اسیر و برده حیوانیت خود بوده؛ اما انسان آینده در عین اینکه از طبیعت و از مواهب وجود خود بیشتر بهرهبرداری خواهد کرد، از اسارت طبیعت و از اسارت قوای حیوانی خود بالنّسبه آزادتر [خواهد بود] و بر حاکمیت خود بر خود و بر طبیعت خواهد افزود.
بنا بر این نظر، واقعیت انسانی، هرچند همراه و در دامن تکامل حیوانی و مادی او رخ مینماید، به هیچ وجه سایه و انعکاس و تابعی از تکامل مادی او نیست؛ خود واقعیتی است مستقل و تکاملیابنده؛ همان طور که از جنبههای مادی اثر میپذیرد، در آنها تأثیر میکند. تعیینکننده سرنوشت نهایی انسان سیر تکاملی اصیل فرهنگی او و واقعیت اصیل انسانی اوست، نه سیر تکاملی ابزار تولید. این واقعیتِ اصیلِ انسانیت انسان است که به حرکت خود ادامه میدهد و ابزار تولید را همراه سایر شئون دیگر زندگی متکامل میکند، نه اینکه ابزار تولید خود به خود متکامل میشود و انسانیت انسان به مانند ابزاری توجیهکننده نظام تولیدی، تحول و تغییر میپذیرد، و از این رو نام تکامل را دارد که توجیهکننده نظام تولیدی متکاملتری است.