مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - الف از نظر شناخت
خدا فرزند نگرفته و با او هرگز خدایانی دیگر نبوده، که اگر چنین بود هر خدایی مخلوقات خویش را با خود به سویی میبرد و برخی بر برخی دیگر برتری مییافتند. خدا منزه است از آنچه اینان توصیف میکنند (برهان هماهنگی و وحدت جهتی نظام).
و همچنین قرآن قلب و دل را کانون یک سلسله الهامات و القائات الهی میداند. هر انسانی به هر اندازه که در پاک نگه داشتن و به سوی او کردن و تغذیه معنوی کردن این کانون از طریق توجه در اخلاص و عبودیت کوشش کرده باشد، به همان اندازه از یک سلسله الهامات و القائات بهرهمند میگردد. وحی انبیاء، درجه شدید این نوع معرفت است. همچنان که قرآن به ارزش قلم و کتاب و نوشته مکرر اشاره کرده و در مواردی به اینها سوگند یاد کرده است: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یسْطُرُونَ [١].
٣. ابزار شناخت چیست؟
ابزار شناخت عبارت است از حواس، قوّه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیه نفس، مطالعه آثار علمی دیگران. در سوره مبارکه نحل میفرماید:
وَ اللَّهُ أَخْرَجَکمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکمْ لا تَعْلَمُونَ شَیئاً وَ جَعَلَ لَکمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ [١].
خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید و برای شما گوش و دیدهها و ضمیرها قرار داد، باشد که سپاس این نعمتها را بدانید و از اینها بهره صحیح ببرید.
در این آیه کریمه تصریح شده که انسان- برخلاف نظریه افلاطون [٢]- در ابتدای
[١]. قلم/ ١.[١]. نحل/ ٧٨.[٢]. نظریه معروف افلاطون این است که روح انسان وجود قبلی در عالم «مُثُل» داشته و وقتی که به اینجهان میآید، همه چیز را میداند ولی فراموش کرده، بار دیگر که در این جهان با حقایق آشنا میشود «تذکر» است نه علم جدید. آنچه در این آیه آمده با نظریه فطرت که در قرآن آمده منافی نیست، زیرا امور فطری به اصطلاح قرآن به این معنی نیست که انسان در آغاز تولد یک سلسله امور را بالفعل میداند، بلکه به معنی این است که جوهر انسان جوهری است در حال رشد و تکامل و در مسیر زندگی علاوه بر آنچه از راه حواس کشف میکند یک سلسله اصول اولیه برایش کشف میشود که تصور آنها برای تصدیق قطعی و الزامی به آنها کافی است؛ و این که در قرآن علاوه بر تعلیم از «تذکر» نیز یاد شده است، تذکر به فطرت است به این معنی که گفته شد. لهذا میان آیات تذکر و آیات فطرت از یک طرف و آیه سوره نحل و بعضی آیات دیگر به آن مضمون تضاد و تناقضی نیست.