مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - جهت هدایت پیامبر
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً [١].
تفسیر دوم این جمله این است که معجزه محمّد برخلاف معجزات سایر پیامبران از قبیل عصا را اژدها کردن و مرده را زنده کردن که مقوله و تیپ کار از مقوله و تیپ کار بشر نیست، از مقوله کارهای بشری است، چون از نوع سخن و بیان و علم و فرهنگ است؛ ولی عمل غیر بشری است، یعنی در حد مافوق بشری است، از قدرتی غیبی و ماوراءالطبیعی سرچشمه میگیرد. اگر مقصود این باشد- و باید هم همین باشد- این خود اعتراف است به غیب، ماوراءالطبیعه، خارق عادت، و بالاخره آنچه «عجایب و غرایب» خوانده شد. پس چرا از اول، برداشت ما از معجزه و خارق عادت، برداشتی از نوع برداشت از خرافه و امور نامعقول باشد؟ آیا نمیبایست ما از اول، حساب معجزه و خرق عادت را از حساب خرافات و اوهام جدا سازیم تا افراد کماطلاع، از این برداشتها برداشت دیگری که خود ما هم نمیخواهیم نکنند؟ و اساساً چرا تعبیر معروف «کتاب پیامبر اسلام معجزه است» را تغییر داده و بگوییم «معجزه پیامبر کتاب است» که قابل سوء تعبیرها و سوء تفسیرهاست؟!
از این نویسنده محترم در جزء آخرین آثارش مقالهای تحت عنوان «قرآن و کامپیوتر» در رساله «فَلَق» (نشریه دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) منتشر شد که میتوان آن را تصحیح نقطهنظر او در مسئله اعجاز و نشانهای از تکامل تدریجی فکر او تلقی کرد.
در آن مقاله پیشنهاد تبدیل کلمات قرآن به علائم کامپیوتری و استفاده از این مظهر عظیم تمدن بشری برای کشف حقایق قرآن طرح شده که البته پیشنهاد بسیار بجا و بموقعی است. آنگاه به آنچه بعضی از دانشمندان مصری در این زمینه انجام دادهاند و آنچه بعضی از مهندسان مسلمان ایرانی درصدد انجام آن در این زمینه هستند و یا انجام دادهاند اشاره شده و سپس تحت عنوان «اعجاز قرآن را چگونه
[١]. بگو اگر جن و انسان گرد هم آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نتوانند، هرچند پشت به پشت یکدیگر بدهند و با یکدیگر همکاری نمایند. (اسراء/ ٨٨).