مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - معجزه ای غیر از قرآن
کالاها را از پیش به ما بگو تا در تجارتمان سود بریم». واضح است که این، معجزهخواهی یعنی بینهخواهی برای کشف حقیقت نیست؛ وسیله قرار دادن پیغمبر است برای پول درآوردن. بدیهی است که پاسخ پیغمبر این است که اگر خدا مرا به غیب (برای چنین منظورهایی) آگاه میکرد، آن را وسیله برای کارهای دنیایی خودم قرار میدادم، ولی معجزه و غیب وسیله این کارها نیست؛ من پیامبرم و نویددهنده و بیمدهنده.
مشرکان میپنداشتند معجزه امری است در اختیار پیامبر؛ هر ساعتی که بخواهد و هر طور بخواهد و برای هر منظوری بخواهد، معجزه میکند. این بود که از او چشمه جاری کردن، خانه طلا داشتن، قیمتها را پیشاپیش خبر دادن میخواستند؛ در صورتی که معجزه مثل خودِ وحی است، به آن طرف وابسته است نه به این طرف.
همان طور که وحی تابع میل پیغمبر نیست، جریانی است از آن سو که پیغمبر را تحت تأثیر قرار میدهد، معجزه نیز جریانی است از آن سو که اراده پیغمبر را تحت تأثیر قرار میدهد و به دست او جاری میشود. این است معنی اینکه وحی «باذن اللَّه» است، معجزه «باذن اللَّه» است، و این است معنی آیه ٥٠ سوره عنکبوت که مورد سوء استفاده کشیشان است:
إِنَّمَا الْآیاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ.
آیات و معجزات نزد خداست، من تنها بیمدهندهای آشکارم.
خبر از غیب به عنوان معجزه، همینگونه است. تا آنجا که به شخصیت پیامبر مربوط است او از غیب بیخبر است:
قُلْ لا أَقُولُ لَکمْ عِنْدِی خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیبَ وَ لا أَقُولُ لَکمْ إِنِّی مَلَک [١].
به شما نمیگویم که [گنجهای خدا نزد من است،] و غیب هم نمیدانم، و به شما نمیگویم که من فرشتهام.