مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - تاریخچه اصل عدل در فرهنگ اسلامی
متمکن و برخی تهیدست و نیازمندند؟ آیا این نابرابریها برخلاف اصل عدل الهی نیست؟ آیا لازمه عدل الهی این نیست که همه افراد از نظر ثروت، عمر، فرزندان، مقامات اجتماعی، شهرت و محبوبیت متساوی باشند و هیچگونه تفاوت و اختلافی در کار نباشد؟ آیا مسئول این نابرابریها جز قضا و قدر الهی چیز دیگری میتواند باشد؟
ریشه این سؤال و این ابهام دو چیز است: یکی عدم توجه به کیفیت جریان قضا و قدر الهی. سؤال کننده خیال کرده است قضا و قدر الهی مستقیماً عمل میکند [١]؛ مثلًا ثروتها مستقیماً بدون وساطت هیچ سبب و عاملی از خزانه غیب الهی حمل میشود و به در خانه مردم تقسیم میشود و همچنین سلامتها، زیباییها، قدرتها، مقامها، محبوبیتها، فرزندان و سایر موهبتها.
به این نکته توجه نشده است که هیچ نوع روزیای- چه مادی، چه معنوی- مستقیماً از خزانه غیب تقسیم نمیشود، بلکه قضای الهی یک نظام به وجود آورده است و منشأ یک سلسله سنتها و قانونها شده است؛ هرکسی هرچه بخواهد باید از مجرای همان نظام و همان سنتها و قانونها بخواهد.
ریشه دوم این اشتباه عدم توجه به مقام و موقع انسان به عنوان یک موجود مسئول و تلاشگر برای بهتر کردن زندگی خود و مبارزه با عوامل طبیعت از یک طرف، و مبارزه با عوامل سوء اجتماعی و بدکرداریها و ستمگریهای افراد انسان از طرف دیگر است.
اگر در جامعهها برخی نابرابریهاست، اگر برخی منعماند و کشتی کشتی نعمت را در اختیار دارند و برخی مفلس و با دریا دریا محنت دست به گریباناند، این قضای الهی نیست که مسئول آن است، بلکه این انسان آزادِ مختار و مسئول است که مسئول این نابرابریهاست.
[١]. رجوع شود به کتاب انسان و سرنوشت، نوشته مؤلف. در آن کتاب مسائل مربوط به قضا و قدر، مستوفی بیان شده است.