مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - استفاده بنی العباس از نارضایی مردم
خراسان قضیه روشن شد که فرزندان پیغمبر در مقابل دستگاه خلافت اینچنین قیام کردهاند. آن زمانها اخبار حوادث و وقایع به سرعت امروز که نمیرسید، درواقع یحیی بود که توانست قضیه امام حسین و پدرش زید و سایر قضایا را تبلیغ کند، به طوری که وقتی که خراسانیها علیه بنی امیه قیام کردند- نوشتهاند- مردم خراسان هفتاد روز عزای یحیی بن زید را بپا نمودند. (معلوم میشود انقلابهایی که اول به نتیجه نمیرسد ولی بعد اثر خودش را میبخشد چگونه است.) به هر حال در خراسان زمینه یک انقلاب فراهم شده بود، البته نه یک انقلاب صددرصد رهبری شده، بلکه اجمالًا همین مقدار که یک نارضایتی بسیار شدیدی وجود داشت.
استفاده بنی العباس از نارضایی مردم
بنی العباس از این جریان حداکثر استفاده را بردند. سه برادرند به نامهای ابراهیم امام، ابوالعباس سفّاح و ابوجعفر منصور. این سه برادر از نژاد عباس بن عبد المطلب عموی پیغمبر هستند، به این معنا که اینها پسر عبد اللَّه بودند، عبد اللَّه پسر علی و علی پسر عبد اللَّه بن عباسِ معروف بود، و به عبارت دیگر آن عبد اللَّه بن عباس معروف که از اصحاب امیرالمؤمنین است پسری دارد به نام علی و او پسری دارد به نام عبد اللَّه، و عبد اللَّه سه پسر دارد به نامهای ابراهیم و ابوالعباس سفّاح و ابوجعفر که هر سه هم انصافاً نابغه بودهاند. اینها در اواخر عهد بنی امیه از این جریانها استفاده کردند و راه استفادهشان هم این بود که مخفیانه دُعاة و مبلغین تربیت میکردند. یک تشکیلات محرمانهای به وجود آوردند و خودشان در حجاز و عراق و شام مخفی بودند و این تشکیلات را رهبری میکردند و نمایندگان آنها در اطراف و اکناف- و بیش از همه در خراسان- مردم را دعوت به انقلاب و شورش علیه دستگاه اموی میکردند ولی از جنبه مثبت شخص معینی را پیشنهاد نمیکردند، مردم را تحت عنوان «الرّضی من آل محمد» یا «الرّضا من آل محمد» (یعنی یکی از اهل بیت پیغمبر که موردپسند باشد) دعوت میکردند. از همین جا معلوم میشود که اساساً زمینه مردم زمینه اهل بیت پیغمبر و زمینه اسلامی بوده است؛ و اینهایی که امروز میخواهند به این قیامهای خراسان مثل قیام ابومسلم رنگ ایرانی بدهند که مردم روی تعصبات ملی و ایرانی این کار را کردند، صدها شاهد و دلیل وجود دارد که چنین چیزی نیست که اکنون نمیخواهم در این قضیه بحث کنم ولی شواهد و دلایل زیادی [بر این مدعا وجود