مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - عقیل، مهمان علی
عقیل، مهمان علی
عقیل در زمان خلافت برادرش امیرالمؤمنین علی علیه السلام به عنوان مهمان به خانه آن حضرت در کوفه وارد شد. علی به فرزند مهتر خویش، حسن بن علی، اشاره کرد که جامهای به عمویت هدیه کن. امام حسن یک پیراهن و یک ردا از مال شخصی خود به عموی خویش عقیل تعارف و اهداء کرد. شب فرا رسید و هوا گرم بود. علی و عقیل روی بام دارالاماره نشسته مشغول گفتگو بودند. موقع صرف شام رسید. عقیل که خود را مهمان دربار خلافت میدید طبعاً انتظار سفره رنگینی داشت، ولی برخلاف انتظار وی سفره بسیار ساده و فقیرانهای آورده شد. با کمال تعجب پرسید: «غذا هرچه هست همین است؟».
علی: «مگر این نعمت خدا نیست؟ من که خدا را براین نعمتها بسیار شکر میکنم و سپاس میگویم.».
عقیل: «پس باید حاجت خویش را زودتر بگویم و مرخص شوم. من مقروضم و زیر بار قرض ماندهام، دستور فرما هرچه زودتر قرض مرا ادا کنند و هر مقدار میخواهی به برادرت کمک کنی بکن، تا زحمت را کم کرده به خانه خویش برگردم.».
- چقدر مقروضی؟.
- صدهزار درهم.