مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥ - عقیل، مهمان علی
رفتهاند بردارم و بروم؟.
- پس تو چطور به من پیشنهاد میکنی که صندوق بیت المال مسلمین را برای تو باز کنم؟ مگر این مال متعلق به کیست؟ این هم متعلق به مردمی است که خود راحت و بیخیال در خانههای خویش خفتهاند. اکنون پیشنهاد دیگری میکنم، اگر میل داری این پیشنهاد را بپذیر.
- دیگر چه پیشنهادی؟.
- اگر حاضری شمشیر خویش را بردار، من نیز شمشیر خود را برمیدارم، در این نزدیکی کوفه شهر قدیم «حیره» است، در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگی هستند، شبانه دو نفری میرویم و بر یکی از آنها شبیخون میزنیم و ثروت کلانی بلند کرده میآوریم.
- برادر جان! من برای دزدی نیامدهام که تو این حرفها را میزنی. من میگویم از بیت المال و خزانه کشور که دراختیار تو است اجازه بده پولی به من بدهند تا من قروض خود را بدهم.
- اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدیم بهتر است از اینکه مال صدها هزار نفر مسلمان یعنی مال همه مسلمین را بدزدیم. چطور شد که ربودن مال یک نفر با شمشیر دزدی است، ولی ربودن مال عموم مردم دزدی نیست؟ تو خیال کردهای که دزدی فقط منحصر است به اینکه کسی به کسی حمله کند و با زور مال او را از چنگالش بیرون بیاورد؟! شنیعترین اقسام دزدی همین است که تو الان به من پیشنهاد میکنی [١]
[١]. بحارالانوار، جلد ٩، چاپ تبریز، صفحه ٦١٣.