مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - امام صادق و گروهی از متصوفه
انفاق شود و باقی متعلق به ورثه باشد. و یک پنجم کم نیست. ابوبکر به یک پنجم مال خویش وصیت کرد و حال آنکه مریض حق دارد در مرض موت تا یک سوم هم وصیت کند، و اگر میدانست بهتر این است از تمام حق خود استفاده کند، به یک سوم وصیت میکرد.
«سلمان و ابوذر را که شما به فضل و تقوا و زهد میشناسید، سیره و روش آنها هم همینطور بود که گفتم.
«سلمان وقتی که نصیب سالانه خویش را از بیت المال میگرفت، به اندازه یک سال مخارج خود- که او را به سال دیگر برساند- ذخیره میکرد. به او گفتند: «تو با اینهمه زهد و تقوا در فکر ذخیره سال هستی؟ شاید همین امروز یا فردا بمیری و به آخر سال نرسی؟» او در جواب گفت: «شاید هم نمردم، چرا شما فقط فرض مردن را صحیح میدانید. یک فرض دیگر هم وجود دارد و آن اینکه زنده بمانم، و اگر زنده بمانم خرج دارم و حوائجی دارم. ای نادانها! شما از این نکته غافلید که نفس انسان اگر به مقدار کافی وسیله زندگی نداشته باشد در اطاعت حق کندی و کوتاهی میکند و نشاط و نیروی خود را در راه حق از دست میدهد، و همین قدر که به قدر کافی وسیله فراهم شد آرام میگیرد.».
«و اما ابوذر، وی چند شتر و چند گوسفند داشت که از شیر آنها استفاده میکرد و احیانا اگر میلی در خود به خوردن گوشت میدید یا مهمانی برایش میرسید یا دیگران را محتاج میدید، از گوشت آنها استفاده میکرد و اگر میخواست به دیگران بدهد، برای خودش نیز برابر دیگران سهمی منظور میکرد.
«چه کسی از اینها زاهدتر بود؟ پیغمبر درباره آنان چیزها گفت که همه میدانید.
هیچ گاه این اشخاص تمام دارایی خود را به نام زهد و تقوا از دست ندادند و از این راهی که شما امروز پیشنهاد میکنید که مردم از هرچه دارند صرف نظر کنند و خود و عائله خود را در سختی بگذارند نرفتند.
«من به شما رسما این حدیث را که پدرم از پدر و اجدادش از رسول خدا نقل کردهاند اخطار میکنم، رسول خدا فرمود:
«عجیبترین چیزها حالی است که مؤمن پیدا میکند، که اگر بدنش با مقراض قطعه قطعه بشود برایش خیر و سعادت خواهد بود، و اگر هم مُلک شرق و غرب به او داده شود باز برایش خیر و سعادت است.»