فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - بررسی نظریات
استاد: نه، تعریف تجدید نظر نشده. علم همان کشف قوانین است ولی اینکه خیال کردهاند قانون همیشه در مورد اشیاء ساکن است غلط است، یعنی اشیاء متحرک هم تحت یک ضوابط و قوانینی حرکت میکنند. یک وقت میگوییم «قانون انبساط آهن». این، قانون شیء است نه در حال حرکت، قانون یک شیء ثابت است؛ یعنی ما طبیعت آهن را از چند هزارسال پیش تا به امروز و تا آینده یکسان فرض کردهایم، بعد میگوییم این طبیعت این خاصیت یکسان را در همه زمانها دارد. و یک وقت ما قانونی مثل قانون زیست شناسی (قانون تکامل داروین) را بیان میکنیم. آن هم قانون است اما این قانون میگوید که جریان تحول و تکامل در گذشته به این شکل بوده است. همچنین اخلاق، قانون تکامل است ولی برای آینده؛ میگوید اگر تو در مسیر حرکتت میخواهی منحرف نشوی و میخواهی اعتلا پیدا کنی از این مسیر برو. و بهطور کلی هر ایدئولوژی نیز قانون است ولی قانون تکامل، ضابطه است ولی ضابطه تکامل. از این هم بگذریم.
می رویم سراغ ایراد دیگر که تاریخ نمیتواند علم باشد به دلیل اینکه قابل تجربه نیست. تا مقصود از تجربه چه باشد؟ اگر مقصود تجربه لابراتواری باشد [که با وسایل مخصوص انجام میشود] بله، قابل تجربه نیست. ولی تجربه تاریخی خودش تجربه است؛ یعنی حادثهای برای جامعهای پیش میآید و آن حادثه بعد عواقبی پیدا میکند و آن عواقب را ما میبینیم یا اطلاع قطعی داریم. مثلًا جنگ بین الملل دوم را دیدیم، فاشیسم را در آلمان دیدیم، آن بلندپروازیهای هیتلر را دیدیم، بعد هم آن شکست آلمان را دیدیم. بنابراین تاریخ، خودش یک لابراتوار است.
برای لابراتوار بودن لازم نیست که حتماً قرع و انبیقی در کار باشد. البته ما نمیگوییم که تمام قوانین تاریخی [از راه تجربه به دست میآید،] ولی تا حدودی این قوانین کشف میشود.
- راجع به قانون که فرمودید مثلًا ایدئولوژیها هم خودشان قوانیناند منظورتان از قانون، اعم از قوانین ...
استاد: مقصودمان ضابطه کلی است.