فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - دو عیب کتابهای تاریخ
تصرف میکند و آن را به اشکال مختلف عرضه میدارد.
- این که میگویید واقعیتی هست در کجا هست؟ در کتابها هست یا در خارج؟
استاد: این شامل هر دو است. یک مورخ هست که خودش حاضر و شاهد واقعه است. مثَل او و آن حوادثی که مشاهده میکند و بعد آنها را نقل میکند، مثَل همان کسی است که میرود ماهی را میخرد و بعد آن را میپزد. دیگر طرز پختنش به سلیقه او مربوط است و لذا فرق میکند؛ او از آن ماهی یک نوع غذا به وجود میآورد، همان ماهی را شخص دیگری میبرد در خانهاش و از آن غذای دیگری [به وجود میآورد.] در عین حال این دو غذا ماهی است، اینطور نیست که این ماهی در بیاید و آن مثلًا مرغ در بیاید. ولی در عین اینکه هر دو ماهی است، تفاوتهایی دارند.
مورخ که میآید وقایع را نقل میکند، آن کسی که بعد از صد سال دویست سال میخواهد تاریخ بنویسد برای او ماده تاریخی، نقلهایی است که در کتاب آمده. او نیز با همین نقلهایی که از فیلتر آنها به آن شکل درآمده، عیناً همین عمل را انجام میدهد؛ یعنی آنچه که در متون تاریخی کتابها میبیند برای او میشود ماده خام، و این ماده خام را مطابق ذوق و سلیقه خود به صورت پخته در میآورد.
- تصرف در تصرف میکند.
استاد: قهراً اینطور است و لهذا میبینید نقل هر مقدار که واسطهاش بیشتر باشد ضعیفتر است.
علمای حدیث ما هم اگر دو حدیث با یکدیگر متعارض باشند آن را که سندش کوتاهتر است ترجیح میدهند بر آن که سندش بلندتر است. مثلًا حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل میشود، راوی هم معتبر است ولی احادیث با یکدیگر متعارضند. اما این حدیث را آقای زید نقل کرده از عمرو از بکر از امام صادق علیه السلام (با سه واسطه)، دیگری را حسن نقل کرده از احمد از محمود از ابوالقاسم از جعفر از محمد از امام صادق علیه السلام (با شش واسطه). اینها اشخاص معتبری هستند، آنها هم اشخاص معتبری هستند ولی چون آن کمتر سند خورده معتبرتر است (قلّت سند)،