فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - دو عیب کتابهای تاریخ
ما را مینویسند چقدر میشود اعتماد کرد؟ هر قضیهای که انسان خودش اطلاع داشته باشد و بعد از اطلاع او در روزنامه آمده باشد و از روزنامه بخواند میبیند که بدون کم و زیاد نیست. فقط انسان در مورد قضایایی که اطلاع ندارد کمی به روزنامه اعتماد میکند یعنی اشتباه میکند، والّا قضایایی که اطلاع دارد، تا نگاه میکند میبیند که کم یا زیاد شده است. به قولی این روزنامهها مثلًا اطلاعات و کیهان هر دوشان متفقاً تقویم ساعت را مینویسند که اذان ظهرچه ساعتی، اذان صبح چه ساعتی. هر دو از دکتر عباس ریاضی کرمانی است (روزنامه رستاخیز هم دیدم مینویسد). همان را دو سه جور مینویسند. ما که یک دکتر عباس ریاضی بیشتر نداریم. این دکتر عباس ریاضی هم- حالا درست استخراج کرده یا غلط، حساب دیگری است- مسلّم تقویم را یک جور به همه روزنامهها داده، ولی یکی مینویسد مثلًا اذان صبح ساعت پنج و نوزده دقیقه، دیگری مینویسد پنج و هفده دقیقه.
از اینجا میفهمیم که وقایع دیگر اینها از چه قرار است!
این، معنی بیارزشی تاریخ است. تازه مورخ، آن کسی است که وقایع را در آن زمان نوشته [و شرایط اجتماعی موجود نیز در انتخاب او مؤثر بوده است، چنانکه] آن کسی هم که امروز دارد مینویسد همینطور است. این است که بعضی گفتهاند اساساً تاریخ از مقوله علم نیست، از مقوله هنر است، چون علم یعنی کشف وقایع آنچنان که بوده و هنر یعنی ساختن یک چیز آنچنان که دل خودمان میخواهد مثل مجسمه سازی. هر مورخی برای خودش یک هنرمند است، یعنی چیزی را ساخته است آنچنان که دل خودش میخواسته است و به تعبیر فلسفی، مصنوع یک مورخ مادهای دارد و صورتی. مورخهای خیلی امین در ماده دخل و تصرف نکردهاند ولی در صورت، دخل و تصرف کردهاند. مورخینی که امین نیستند، هم در ماده دخل و تصرف میکنند و هم در صورت. از این جهت اساساً تاریخ، علم نیست.
پس در مسئله «مورخ و وقایعی که در اختیار دارد» در واقع بحث درباره ارزش علمی تاریخ است که آیا تاریخ میتواند علم باشد یا به دلیل بیاعتباری آن نمیتواند علم باشد.
- ... خلاصه، واقعیت تاریخی هست ولی مورخ میآید در آن دخل و