نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٥٢ - غزل آفتاب عشق
فروزان تر مى شود و با حيات محض ان الدار الاخره لهى الحيوان ][١]] سنخيت بيشتر پيدا مى كند .
به مثل پاره زگال كه در همسايگى انگشت آتش اندك اندك خود آتش مى شود , همچنين نفس از نقص بسوى كمال مطلق كه بيان هر كمال است و تمام بلكه فوق تمام است گرايش پيدا كرده رهسپار مى شود و سفر از خلق به حق مى كند و آثار تكوينى حقايق اسماء حسنى و صفات علياى الهى علم آدم الاسماء كلها ][٢]] از جوهر ذات او بروز و ظهور مى كند و كم كم قرآن را صورت كتبيه انسان كامل و تفسير مسير تكاملى نوع انسان مى شناسد و شخص انسان كامل را ظرف حقايق قرآن و امام قافله نوع انسان و متن صراط مستقيم اعنى صراط الله و صراط الى الله مى يابد , و مى فهمد كه هر كس از آن تجاوز كرده است از سير تكاملى انسانى و حركت استكمالى الى الله تعالى باز مى ماند و بر خويشتن ستم كرده است و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه ][٣]] چه اين كه راه راست بيش از يك راه نمى تواند باشد , به قول ارشميدس ( : المستقيم اقصر خط واصل بين النقطتين) , و در اين حال به سر عظيمى كه در گفتار ولى الله الاعظم امام على عليه السلام : بل كيف تعمهون و بينكم عتره نبيكم و هم ازمة الحق و اعلام الدين و السنة الصدق فانزلوهم بأحسن منازل القرآن ][٤]] نهفته است , مى رسد .
و در بيان شأن چنين انسانى , گاهى بدينسان به ترنم آيد كه :
مو آن بحرم كه در ظرف آمد ستم *** چو نقطه بر سر حرف آمد ستم
و گاهى بدين نحو زمزمه دارد كه :
مرا به هيچ كتابى مكن حواله دگر *** كه من حقيقت خود را كتاب مى بينم
[١]سوره عنكبوت , آيه ٦٥ .
[٢]سوره بقره , آيه ٣١ .
[٣]سوره طلاق , آيه ٢ .
[٤]نهج البلاغة , خطبه ٨٥ .