نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٩ - غزل آفتاب عشق
بسم الله كلمة المعتصمين
نادوا أصحاب الجنة أن سلام عليكم ( سوره اعراف آيه ٤٧ )
دل و جان ما سر بسر پيش تست
نفخه اى از نفخات بهشت برين بود , يا شمامه اى از گلشن جان جانانى كه بسان نام نيكويش حسن , و مانند وصف دلجويش أمين , مشام روح را معطر ساخت .
پاكتش جونه اى , و كلمات صحيفه مكرم و مطهرش هر يك دستنبويه اى كه خاطر را عاطر , و زبان را به تمثل گفتار رودكى( : بوى يار مهربان آيد همى) ذاكر گردانيد . هر كجا هست خدايا به سلامت دارش , يارب دعاى خسته دلان مستجاب كن .
از اين مسجون در سجين آمال و أمانى نفسانى , و مغبون از بازرگانى بازار انسانى , تفقدى فرموده ايد بسيار شاكرم .
مقالت معهود كه به حسن نظر آن كه( آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد) مطبوع افتاده بود , و به خاتم قبولى انگشت سليمانى آن جناب مختوم شد , به طبع رسيده است .
شگفتا كه آن طاير قدسى از چون منى مرغ بال و پر شكسته و چشم و پا بسته , دستورالعمل طيران به قله قاف قرب الى الله تعالى را انتظار دارد . در ترك امتثال بيم اسائه ادب است , لذا كلماتى چند به عنوان تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة كه از مائده و مأدبه جود حاتمان علم و ادب فراهم گرديد .