نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٣ - غزل آفتاب عشق
حضرت است , سبحان الله از حلاوت گفتار . به حكم حديث شريف قدسى( : لا تسعنى ارضى و سمائى ولكن يسعنى قلب عبدى المؤمن) دل محل ظهور تجليات انوار الهى است . ترجمه اين حديث را از زبان عارف رومى بازگو كنيم :
گفت پيغمبر كه حق فرموده است *** من نگنجم هيچ در بالا و پست
در زمين و آسمان و عرش نيز *** من نگنجم اين يقين دان اى عزيز
در دل مؤمن بگنجم اى عجب *** گر مرا جويى در آن دلها طلب
عرش با آن نور و با پهناى خويش *** چون بديد او را برفت از جاى خويش
آرى در حديث ديگر است كه قلب المؤمن عرش الله الاعظم يعنى دل مؤمن عرش اعظم خداوند است .
حقيقت هر چيز را صورت آن چيز گويند كه همان هويت و واقعيت او است , لذا فرموده اند كه كريمه علم آدم الاسماء كلها بيان صورت انسان است و اين اسماء حقائق اشياء است كه قلب انسان چون بدانها آگاهى يابد غذاى قلب بلكه عين قلب مى شوند و اين قلب همان لطيفه غيبى الهى است كه ظرف علوم و معارف است و تشنه آب حيات علم است و دريائى است كه هر چه آب بگيرد گنجايش آن بيشتر مى شود . صاحبدلان در ظهور و تجليات انوار اين اسماء در افق بى كران عالم قلب حكايت ها دارند .
عجايب نقش ها بينى خلاف رومى و چينى *** اگر با دوست بنشينى ز دنيا و آخرت غافل
قلبى كه جامع همه اسماء حسنى و مظهر جميع صفات عليا است آن قلب انسان كامل است كه به اقتضاى ذاتى و تكوينى هر اسمى باذن الله تعالى اسمى و رسمى و حكم و اثرى دارد و لغت شناسان و زبان دانان وى را به اسامى مختلف خوانند : من جمله جبرئيلش مى گويند كه از عالم حقائق و دقائق خبر مى دهد .
ميكائلش مى گويند كه از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است .
اسرافيلش مى گويند كه از معاد و بازگشت مريدان را آگاه مى فرمايد .
عزرائيلش مى گويند كه قتل نفس اماره مريدان مى نمايد .