نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٠ - غزل آفتاب عشق
سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب *** لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن
صدق و اخلاص و درستى بايد و عمر دراز *** تا قرين حق شود صاحب قرانى در قرن
الهى سحرى بود . الهى شب با ستارگان گفتگو داشت . الهى را مناجاتهاى آتش سوز است . الهى گريه ها داشت . الهى عالم ربانى بود . الهى اهل ايقان بود . الهى مفسر قرآن بود . الهى سوز و گداز داشت . الهى راز و نياز داشت . الهى مراقب بود . الهى عارف بود . الهى عاشق بود . الهى مهربان بود و حسن زاده را آرام جان بود . الهى محب خالص پيغمبر و آل پيغمبر بود . الهى صاحب تأليفات بود . الهى نغمه حسينى بسرود . الهى تربيت شده آقا بزرگ حكيم و عارف يزدى بود . الهى الهى بود .
الهى بيش از هفتاد سال در اين نشأه بزيست و غريب بود , موت الغريب شهاده , الاسلام بدا غريبا و سيعود غريبا كما بدا فطوبى للغرباء .
سلطان ملك عشقم و جانانم آرزو است *** نالان درد هجرم و درمانم آرزو است
تا دل كند نظاره آن حسن دل فريب *** از ديده محو جلوه خوبانم آرزو است
من مرغ باغ عالم قدسم آلهيا *** زان آشيان به گلشن رضوانم آرزو است
قم حسن حسن زاده آملى
| سه شنبه ١٧ج ١ سنه ١٣٩٣ ه . ق ٢٩ | ٣ | ١٣٥٢ ه . ش |