نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٣
رفت و نا اميد برگشت ؟ !
يك صبح به اخلاص بيا بر در ما *** گر كام تو برنيامد آنگه گله كن
چه كسى سوز دلش به التهاب آمد و برد اليقين عشق التهابش را فرو ننشاند ؟
اى كه عاشق نئى حرامت باد *** زندگانى كه مى دهى بر باد
در به روى همه باز است دربان ندارد , تعيين وقت لازم نيست , هيچ عنوان و رسم نمى خواهد جز اين كه :
در كوى ما شكسته دلى مى خرند و بس *** بازار خود فروشى از آنسوى ديگر است
كمال اصفهانى چه خوش گفته است :
بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست *** در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
راهرو چه زن و چه مرد , چه آسيه و مريم , چه جنيد و ابراهيم ادهم . به قول عمان سامانى :
همتى بايد قدم در راه زن *** صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غيرتى بايد به مقصد ره نورد *** خانه پرداز جهان چه زن چه مرد
شرط راه آمد نمودن قطع راه *** بر سر رهرو چه معجر چه كلاه
سخنى چند در آداب سائر الى الله بياوريم كه پا در كفش بزرگان كنيم و تشبه به آنان كه( من تشبه بقوم فهو منهم) , آرزو بر جوانان عيب نيست .
١ قرآن كه صورت كتبيه انسان كامل أعنى حقيقت محمديه است , به اندازه اى كه از آن بهره برده اى به حقيقت خاتم صلى الله عليه و آله تقرب يافته اى اقرأ وارقه . رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود[ : ان هذا القرآن مأدبة فتعلموا مأدبته ما استطعتم و ان أصفر البيوت لجوف ( لبيت خ ) اصفر من كتاب الله تعالى] . پس اى اخوان صفاء و خلان وفاء به مأدبه اى آييد كه( فيها ما تشتهى الانفس و تلذ الاعين) .
( ٢ أى عباد الرحمن) آخر سوره فرقان از( عباد الرحمن الذين يمشون على الارض) تا آخر سوره , هر يك دستورالعمل كاملى است .