نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٧ - غزل آفتاب عشق
و اگر در روايات از آنها تعبير به حجاب شد باز به حجب نوريه تعبير شده است ( ان لله سبعا و سبعين حجابا من نور , الخ) . و فى رواية سبعمائه حجاب , و فى أخرى سبعين الف حجاب , روايات درباره حجاب به اين معنى بسيار است و اين خود لطيفه اى شگفت است كه نور حجاب باشد زيرا نور بايد رفع حجاب كند( . ١ ) اما روايات فرموده اند البته صحيح است چنانكه مأثور است يا خفيا من فرط الظهور .
چشم ما ديده خفاش بود ورنه ترا *** پرتو حسن به ديوار و درى نيست كه نيست( ) ٢
غرض اينكه در برخى از نوشته ها كه به طبع رسيد و در دست مردم است درباره شعر مورد نظر گفته شد( : ممكن است حافظ عوالم هستى و اعيان موجودات را چنان پست و نازل شمرده كه چهار تكبير را استعمال فرموده است) .
اين بندگان خدا در كتابها چيزهايى مى خوانند و يا از اتراب خودشان چيزهايى مى شوند و هم مى خواهند كارى بكنند آنگاه چنين نوشته هايى تحويل اجتماع مى دهند . اين گوينده هنوز ندانسته است كه عارف قائل به وحدت شخصيه وجود است و يك ذره از حيطه آن بدر نيست و به جز حق جمله اسم بى مسمى است به اين معنى كه اسماى اشيا راجع به مسماى حقيقى است([ . البرهان القطعى على أن الوجودات و ان تكثرت و تمايزت الا انها من مراتب تعينات الحق الاول
[١]معلم ثانى فارابى در اوائل كتاب فاضلش مدينه فاضله مطلبى دارد كه ترجمه آن به فارسى به قلم اين بنده چنين است : همچنانكه روشنى در ميان ديدنيها نخستين و برترين و هويداترين آنها است و ديگر ديدنيها به وى ديده مى شوند و او سبب است كه رنگها ديده مى شوند , و واجب است هر چه روشنى تمامتر و بزرگتر باشد ديدن ديده مروى را نيز تمام تر باشد و مى بينيم امر بر خلاف اين است زيرا روشنى هر چه بزرگتر شد ديدن ما وى را ناتوان تر مى شود , اين امر از پوشيدگى و كوتاهى روشنى نيست چه اين كه وى خودش در هويدايى به غايت است ولكن چون به كمال است نور چشمها را مى ربايد و ديده ها در ديدن وى سرگردان مى شوند , همچنين است سنجش سبب نخستين و خرد نخستين و حق نخستين با خرد ما كه خرد ما از يافتن آنها ناتوان است نه از اينروى كه كوتاهى از آنها است , و نيز دشوارى يافتن خرد ما آنها را از روى دشوارى آنها در وجودشان نيست بلكه از ناتوانى خرد ما و دشوارى يافتن او است كه آنها را نارسا در خويش مى يابد .
[٢]متأله سبزوارى .