نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٢٣ - غزل آفتاب عشق
نامه ايست كه براى دوستى فرستاده ايم :
بسم الله كلمة المعتصمين
طيب ابن طيب سلام عليكم , كتب الله تعالى عليكم الرحمة .
مبارك باد اين فرصت مبارك *** همايون باد اين دولت همايون
به تشريف حكم متين لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا مشرف شدن , و نداى ملكوتى( هلم الى الحج) خليل الرحمن را لبيك گفتن خيلى سعادت است .
اى هدهد صبا به سبا مى فرستمت *** بنگر كه از كجا به كجا مى فرستمت
به خصوص در اوان جوانى و زمان خواهش هاى گوناگون نفسانى . از ابن يمين يادى شود :
باغبانى بنفشه مى انبود *** گفتم اى كوژ پشت جامه كبود
اين چه رسمى است در جهان كه تو را است *** پير ناگشته بر شكستى زود
گفت پيران شكسته دهرند *** در جوانى شكسته بايد بود
از اين تعبير قصد تعيير سالخوردگان ندارم ولى آنچه در احوال ارباب وصول و اصحاب كشف و شهود خوانده ايم و شنيده ايم اغلب آن بزرگان در جوانى كه شجره ملعونه دنيا در آنها ريشه ندوانيده بود به مقامات سامى نائل شدند . اين قرآن