نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٢
چرا بى نوا است كسى كه تمام مقامات كارخانه هستى از عقل أول تا هيولاى اولى به مشيت كل يوم هو فى شأن پيوسته به مرادش دركارند , و به خواسته او فرمانبردار ؟ بلكه :
چرخ در گردش اسير هوش ماست *** باده در جوشش اسير جوش ماست
چرخ از ما هست شد نى ما ازو *** باده از ما مست شد نى ما ازو][١]]
أما شيوه پسنديده سكوت حق است كه :
هر كه را اسرار حق آموختند *** مهر كردند و دهانش دوختند][٢]]
هر كه خاموش شد گويا شد . هر كه چشم سر بست بينا شد . هر كه گوش دل گشود دانا شد . هر كه را حضور است نور است . هر كه را مراقبت است سرور است چه اين كه كليد نيك بختى در مشت اوست و نگين پيروزى در انگشت او .
از ادبش عجب است كه نوشته است( : نور ديدگان دست مباركتان را مشتاقانه مى بوسند) به دوستان سعيدم كه خداى تعالى دلشان را طور سينا كناد و ديده شان را به ديدارش بينا , معروض مى دارد كه :
مرا معذور دار از دست بوسى *** كه من دستى ندارم تو ببوسى
گفته است( : از حال بنده استفسار فرمائيد بحمدالله بد نيست) . من باب مطايبه عرض مى شود كه يكى از ديگرى پرسيد حال فلانى چطور است ؟ گفت : بد نيست . گفت : مرده شور بد نيست را ببرد , يا خوب است يا بد است , بد نيست كدام است ؟ الحمدلله كه حال آقا مانند مقالش خوب است( . يا مقلب القلوب و الاحوال حول حالنا الى أحسن الحال) . آنكه حالش خوب است بينوا نيست , بخصوص اگر اهل نوا باشد .
آورده است كه( : عبادت و تقرب بنده گناه است , چه رسد به خود گناه) . گويمش آرى :
زاهدان از گناه توبه كنند *** عارفان از عبادت استغفار][٣]]
[١]مثنوى مولوى .
[٢]مثنوى مولوى .
[٣]سعدى .