نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٧ - غزل آفتاب عشق
نامه ايست كه به دوستى رحمة الله عليه نوشته ايم :
بسم الله خير الاسماء
غرض گر آشنايى هاى جانست *** چه غم ار صد بيابان در ميانست
آورده اند كه فاضل اطباء جالينوس معاصر عيسى مسيح عليه السلام بود , و هنگامى كه آن پيغمبر خدا مبعوث شد جالينوس پير شكسته بود , و چون شنيد كه آن بزرگوار مرده زنده مى كند گفت اين طب نيست اين نبوت است لذا از غيب بد و ايمان آورد , و خواهرزاده خود بولص را به متابعت آن جناب امر فرمود , وى را به سويش گسيل داشت و خود از مهاجرت به سبب پيرى و ناتوانى عذر خواست و نامه اى بدين مضمون براى آن حضرت ارسال داشت : اى طبيب نفوس , اى پيغمبر خدا بسا كه بيمار به سبب عوارض جسمانى از خدمت طبيب باز مى ماند خواهرزاده ام بولص را حضور شما فرستادم تا به آداب نبوت جان خويش را معالجه كند .
بولص به حضور روح الله عليه السلام تشرف حاصل كرد و نامه جالينوس را تقديم داشت , آن بزرگوار اكرامش كرد و وى را گرامى داشت . و اين بولص يكى از حواريين آن جناب شد و تا بدان پايه رسيد كه گفته اند : اگر در حواريون حضرت مسيح عليه السلام كسى جز بولص نمى بود هر آينه بولص كافى بود .
و آن پيغمبر خدا در جواب نامه جالينوس بدو نوشت : اى كسى كه از علم صحيح خود انصاف دادى , مسافت حجاب جانها نمى گردد . والسلام .