نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠٤ - غزل آفتاب عشق
چون به حضور مرحوم آقاى آملى نشستيم , مرحوم آقاى قمشه اى از تعليقات و حواشى آقاى آملى بر حكمت منظومه حكيم متأله سبزوارى و از آثار علمى و قلمى او تحسين و تقدير كرد . اين بنده خام رو به آقاى آملى كرد و گفت : خداوند وجود شما را به سلامت بدارد . در جوابم فرمود : خداوند متعال وجود مرا به سلامت بدارد , وجود آقاى قمشه اى را به سلامت بدارد , وجود شما را به سلامت بدارد و همه علماى شيعه و همه شيعيان و همه مسلمانان را به سلامت بدارد و رحمت او شامل حال همه و همه شود كه شيخ الرئيس چه خوش فرمود( : استوسع رحمة الله) .
اين فرمايش آقاى آملى چه قدر برايم ارزش داشت و تا چه قدر ادبم كرد . چون برخاستيم و از خانه بدر آمديم خواستم به همان سمتى كه آمديم برويم مرحوم آقاى قمشه اى به مطايبت فرمودند از سمت ديگر برويم تا تكرار در تجلى نشود .
مرحوم آقاى قمشه اى مى فرمودند : وقتى در يكى از مجالس مهم طهران كه هم سياسى بود و هم به عنوان جشن عروسى بنام , شعراى شيعه و سنى را دعوت كرده بودند , مرا نيز خواستند عذر آوردم و بالاخره ملزم به حضور شدم در آن جلسه هر كس به مناسبت جشن عروسى اشعارش را مى خواند . از من نيز خواستند كه از اشعارت را بخوان چون اكثر حضار را سنى ديدم قصيده غراى طغرائيه][١]] را كه ٧٦ بيت است از بدو تا ختم به مدد غيبى بدون هيچ سكته و لكنت خواندم و چون به اين ابيات رسيدم :
آئينه حسن اعظم ايزد *** الا شه دين على اعلى نيست
مولى است بر اهل دل پس از احمد *** هر كس نه غلام اوست مولى نيست
فرمان ولايتش خرد داند *** اى مردم با خرد به شورى نيست
همه اهل مجلس از شيعه و سنى طوعا أو كرها احسنت احسنت گفتند .
وقتى در مجلس درس در معنى ماء شارحه سخن به ميان آمد , مرحوم آقاى قمشه اى فرمودند : معنى آن چه بود ؟ عرض كردم :
[١]صفحه ٣٥٦ كليات ديوانش .