انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٦
برخورداري رفتار اقتدارآور از حيثيت اجتماعي ١٣٦
تفرق و پراکندگي و بغض و دشمني، مانند تيغ تيز بوته هاي دين را مي تراشد. ١٣٧
عذاب الهي در کمين جامعه متفرّق
٣ ـ رفتار برخاسته از قلب خدايي ١٣٨
قلب امن، منشأ آثار توحيد، يعني وحدت و وفاق است ١٣٨
قلبي که خانه اَمن ابليس و شياطين نقمت باشد، سبب وهن ملي و تشويه چهره ملّت است. ١٣٨
نمرود و فرعون، نمونه کساني اند که خانه دل را مأمن ابليس قرار داده اند. ١٣٨
قارون، نمونه انساني است که گرفتار سراب ثروت شده و نداي استکبار سرداده است. ١٣٩
غرور و خودبيني، عامل سقوط
٤ ـ رفتار عاري از فرومايگي ١٤٠
طمع و آزمندي، پرده شهوت است که روي خردمندي آويخته مي شود ١٤٠
اقتدار ملي، مرهون براءت دولت از آز و نزاهت ملت از حرص است ١٤١
ترس از دشمن، پرده غضب است که چهره خردورزي را مستور مي کند ١٤١
منشأ هراس بيجا، بدگماني به وعده هاي خداست ١٤١
٥ ـ رفتار برخاسته از انسان شناسي صحيح ١٤٢
کساني که سياست و حکومت را سلطنت بر مردم تفسير مي کنند، گوهر انسان را نشناخته اند. ١٤٢
مباني ماده گرايان در سياست و حکومت ١٤٣ ـ ١٤٢
مباني اِلهيون در سياست و حکومت ١٤٤ ـ ١٤٢