انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠١ - ششم اسلام و محيط زيست
خانه و دفتر و پيشگاه مراکز تحقيق و پژوهش و... براي آن است که انسان خليفه خداست و خليفه بايد سنّت و سيرت مستخلف عنه را سريره خود قرار داده، به پاکي و خوش بويي از آن جهت که محبوب خداست، علاقه مند باشد. ثانياً بوي خوب و رعايت پاکيزگي، روح را تلطيف مي کند؛ زيرا جان آدمي مجاور بدن اوست و تأثير و تأثّر متقابل آن دو در يک ديگر، معقول حکيم و مقبول طبيب است و در پرتوِ طيب و طهارتِ تن، روح ملکوتي تقويت شده، توان پرواز برتر پيدا مي کند. ثالثاً فرمان مزبور باتحليل عريق حديث شناسي، به سه اصلِ عموم، دوام واطلاق همراه است؛ يعني هماهنگي، هميشگي و همه جانبه و فراگير است؛ به طوري که تمام انسان ها اعم از زن و مرد، پير و برنا، در تمام دوران زندگي و ايام عمر و از هر جهت، بايد بدن، منزل و محل کار را نظيف و پاکيزه نمايند و آن را آلوده نکنند و اگر در اثر رخدادهاي پيش بين نشده آلوده شد، به نظافت آن مبادرت کنند. رعايت اين اصول، حقوق و وظايف متقابل تمام شهروندان نسبت به يک ديگر و نيز دولت وملت در برابر هم است. رابعاً نسيمِ سبک پا که از کوي و برزن طيب و معطّر مي گذرد، نه تنها شامه شهروندان را به بوي خوش آشنا مي کند، بلکه پيک دوستي و صفا و وفا خواهد بود؛ زيرا چنين فضاي پاک و خوش بو، محبوب خداي جميل است که جمال و طيب و عطر را دوست دارد. آري، درباره چنين سرزمين زنده و پويا مي توان سرود:
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد *** که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
هوا مسيح نَفَس گشت و بادْ نافه گشاي *** درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
ز فکر تفرقه باز آي تا شوي مجموع *** به حکم آن که چو شد اهرمنْ سروش آمد
١١. ديوان حافظ، غزل ١٧٥.