انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٦ - انواع ارتباطات انسان
انسان سخت آزمند و بي تاب خلق شده است؛ چون صدمه اي به او مي رسد، عجز و لابه کند و چون خيري به او رسد، بخل ورزد؛ و کان الانسان أکثر شيءٍ جدلاً؛ ١ انسان بيش از هر چيز، سرجدال دارد؛ خـُلق الانسان ضعيفاً؛ ٢ انسان ناتوان آفريده شده است؛ و آيات ديگري که انسان در آن ها مورد نکوهش قرار گرفته است.
البته بايد اجمالاً توجه داشت که تمام فضايل و کمالات انسان، به فطرت او مربوط است و تمام رذايل و نکوهش ها به طبيعت او برمي گردد.
وقتي که انسان جايگاه خود را در نظام هستي بررسي کرد و فطرت و طبيعت خود را شناخت، مي داند که بنده و امين خداست و اعضا و جوارح او سپاه الهي و در کمين او هستند. اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: ¦«إعلموا عباد الله أنّ عليکم رَصداً من أنفسکم و عيوناً من جوارحکم وحُفّاظ صدق يحفظون أعمالکم و عدد أنفاسکم»¦؛ ٣ بندگان خدا بدانيد که از شما بر شما نگهباناني است و از اندام هايتان مراقبان و حافظاني که کرده هاي شما را به درستي در حساب آرند و نفس هايتان را مي شمارند؛ چنان که در رابطه با علم خدا نسبت به انسان و جوارح او فرمود: ¦ «إن الله سبحانه و تعالي لايخفي عليه ما العباد مقترفون في ليلهم ونهارهم لَطُف به خُبراً و أحاط به علماً أعضاؤکم شهوده وجوارحکم جنوده و ضمائرکم عيونه و خلواتکم عيانُه»¦؛ ٤ همانا بر خداي تعالي پوشيده نيست چيزي که بندگان در روزها يا شام گاهان انجام مي دهند؛ به طور دقيق از اعمال آن ها آگاه است و با علم بي پايانش به همه آن ها احاطه دارد. اعضاي شما گواه او و اندام شما سپاهيان او و ضمير و وجدانتان جاسوسان او و خلوت ها و نهانتان در برابر او آشکار و عيان است.
١. سوره کهف، آيه ٥٤.
[٢] سوره نساء، آيه ٢٨.
[٣] نهج البلاغه، خطبه ١٥٧.
[٤] همان، خطبه ١٩٩.