انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣١ - تفاوت قدرت و اقتدار
يافته اند، استوار است. ١
داشتن قدرت، از شرايط اساسي موفقيت هر حکومتي در جلوگيري از
هرج و مرج و اجراي قانون و ايجاد امنيت و جلوگيري از تجاوز دشمنان خارجي است و قدرت، زماني کاملاً اعمال مي گردد که مشروعيت داشته باشد. برخي، ملاک مشروعيت را براساس قرار داد اجتماعي و خواست مردم مي دانند و برخي نيز ارزش هاي اخلاقي و عدالت.
تفاوت قدرت و اقتدار
١ ـ اقتدار، هميشه مشروع و قانوني است؛ اما قدرت مي تواند مشروع يا نامشروع باشد.
٢ ـ اقتدار، مبتني بر رضايت است؛ اما قدرت اغلب بر زور مبتني است.
٣ ـ بنا به سرشت، اقتدار دموکراتيک تر از قدرت است؛ زيرا هميشه قانوني و مبتني بر پشتيباني همگاني است. اقتدار نشان مي دهد که انسان براي قبولاندن هدف هاي خود چه توانايي هايي دارد؛ در حالي که قدرت، توانايي انسان براي تغيير رفتار ديگران است.
در حکومت ديني، مشروع بودن قدرت و مراحل کسب قدرت در جامعه، بر دو شرط استوار است: شايستگي حاکم و رضايت مردم. اکنون به تبيين اين دو شرط مي پردازيم:
١ ـ شخص حاکم بايد از شايستگي هاي فکري و والايي هاي معنوي
بهره مند باشد تا بتواند هدف هاي نظام سياسي اسلام را بشناسد و اعلام کند و ابزار قدرت را در
١ . جامعه و سياست، ص ٥٩ .
[٢] بنيادهاي علم و سياست، ص ١٠٣ .