حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٧٧ - ٦ ـ كعبه و اعمال حج
مردم در آنجا مي ايستند و با خداي خود رابطه برقرار مي كند، براي همگان يكسان است.
چه حكمت والايي در سعي و تكاپو ميان صفا و مروه وجود دارد كه قابل توصيف نيست، اين حكمت آدمي را چنين خطاب مي كند :
اگر انساني بكوش، حركت كن، راكد و جامد مباش، عنصر پايدار روح آدمي كوشش و تكاپوست.
( يَاأَيُّهَا الاِْنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَي رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِيهِ )[١].
اي انسان ! يقيناً تو با كوشش و تلاشي سخت به سوي پروردگارت در حركتي، پس او را [ در حالي كه مقام فرمانروايي مطلق و حكومت بر همه چيز ويژه اوست و هيچ حكومتي در برابرش وجود ندارد، ] ديدار مي كني.
بدين ترتيب هر يك از اعمال حج يكي از عناصر سازنده آدميان را بارور و تقويت مي نمايد و به فعليت مي رساند.
در هر صورت تمام اعمال عبادي و ترك همه معاصي مي خواهند بگويند : اي انسان ! راه تو به سوي رسيدن به مقام قرب باز است و اگر اين صراط مستقيم الهي را طي نكني بدون شك به جايي نخواهي رسيد و همه استعدادهاي الهي تو به صورت قوه باقي خواهد ماند و بدون عبادت، از وجود تو جز حيواني پست در دنيا و جز عنصري مستحق عذاب در آخرت نخواهد ماند.
به قول عارف معارف، عماد فقيه :
[١] انشقاق (٨٤) : ٦.