حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٦٦ - كعبه، مركز بركات و هدايت
اي راحت روانم دور از تو ناتوانم *** باري بيا كه جان را در پايِ تو فشانم
اين هم روا ندارم كآيي براي جاني *** بگذار تا برآيد در آرزوت جانم
بگذار تا بميرم در آرزوي رويت *** بي روي خوبت آخر تا چند زنده مانم
گيرم كه من نگويم، لطف تو خود نگويد *** كين خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟
باري عراقي اين دم بس ناخوشست و درهم ^^^ حال دلش دگر دم تا چون شود، چه دانم[١]
كعبه، مركز بركات و هدايت
( مُبَارَكاً وَهُديً لِلْعَالَمِينَ )[٢].
كه پر بركت و وسيله هدايت براي جهانيان است.
آن روز كه ابراهيم بزرگ، آن قهرمان توحيد و معني، هاجر و اسماعيل را به سرزمين مكه آورد، از قطره اي آب و ذره اي علف سبز در آن منطقه خبري نبود، بنا به نقل قرآن مجيد عرضه داشت :
پروردگارا ! من زن و فرزندم را نزد خانه تو، در سرزميني خشك و غير قابل كشت، سكونت دادم، خداوندا ! به خاطر اين كه نماز به پاي
[١] ديوان اشعار، فخر الدين عراقي.
[٢] آل عمران ( ٣ ) : ٩٦.