حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٦٤ - نشانه هاي روشن كعبه
اي خوشا دل كاندر او از عشق تو جاني بود *** شادمان جاني كه او را چون تو جاناني بود
خُرّم آن خانه كه باشد چون تو مهماني در او *** مقبل آن كشور كه او را چون تو سلطاني بود
زنده چون باشد دلي كز عشقِ تو بويي نيافت *** كي بميرد عاشقي كو را چو تو جاني بود؟
هر كه رويت ديد و دل را در سر زلفت نبست *** در حقيقت آدمي نبود، كه حيواني بود
در همه عمر ار بر آرم بي غم تو يك نفس *** زان نفس بر جان من هر لحظه تاواني بود
آفتاب رويِ تو گر بر جهان تابد دمي *** در جهان هر ذره اي خورشيد تاباني بود
آتش رخسار خوبت گر بسوزاند مرا *** اندر آن آتش مرا هر سو گلستاني بود
روزي آخر از وصالِ تو به كام دل رسم ^^^ اين شبِ هجرِ تو را گر هيچ پاياني بود[١]
نشانه هاي روشن كعبه
در كعبه نشانه هاي روشني از خداوند
قرار دارد، مقام ابراهيم
آنجاست، آن كس كه خود را
بدان جايگاه برساند در حريم امن قرار
[١] ديوان اشعار، فخر الدين عراقي.