نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٩٣
حجت الاسلام عالمى (نظريهپرداز)
بسم الله الرحمن الرحيم.
پيش از ورود به بحث برخود لازم مىدانم از مسؤولين محترم مركز فقهى ائمه اطهار (ع) تقدير و قدردانى نموده و براى مرحوم آيت الله فاضل لنكرانى مؤسس اين مركز علو درجات را طلب نمايم. همچنين از استاد بزرگوارم جناب آقاى عليدوست تقدير و تشكر مجدد كنم چرا كه با شرح صدرى كه داشتند قسمتى از نوشته اينجانب را مطالعه كرده و نظرات و انتقاداتشان را مطرح مىفرمايند.
بحث فرزند خواندگى هم در جوامع غربى و هم در جوامع شرقى اعم از اسلامى و غير اسلامى مطرح بوده و هست و در كتابهاى فقهى نيز مطالبى پراكنده پيرامون اين موضوع بيان شده است. اساساً تا زمانى كه موضوعات فقهى كاملًا واضح نشود نمىتوان احكام مربوط به آنها را به دست آورد، بنابراين در مورد بحث فرزندخواندگى نيز ابتدا بايد ماهيت فرزندخواندگى براى ما روشن شود و بدانيم چه رابطهاى بين فرزندپذير و فرزندخوانده وجود دارد تا در پرتوى آن به احكام و آثار فرزندخواندگى همچون ارث، نفقه محرميت، ولايت و اجازه در نكاح فرزند خوانده و ... پى ببريم. البته قانونگذار در سال ١٣٥٣ با ظرافتى خاص از تعبير فرزندخواندگى استفاده نكرده و به جاى آن عبارت «سرپرستى كودكان بدون سرپرست» را به كار برده و اخيراً در لوايح جديد عبارت «كودكان بدسرپرست» هم اضافه نموده است.