نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٢٠٦
ايشان در بخش دوم توضيحشان بر مسئله عقد خيلى تأكيد مىكنند اما من فرمايش ايشان را در صفحه ٩ مىخوانم ببينيم آيا انديشهى ايشان توانسته در اين عبارت ثابت بشود يا نه؟ ايشان فرمودند: «با توجه به اينكه عقد عبارت بود از اينكه يك يا چند نفر- اين تعريف را از قانون مدنى گرفتند- در مقابل يك يا چند نفر ديگر تعهد بر امرى نمايند و مورد قبول آنها باشد، در عقد فرزند خواندگى رابطهى سرپرستى نيز از يك طرف فرزندپذير طرف عقد و به يك سرى چيزها متعهد مىشود و از طرف ديگر ولى فرزند خوانده شرايطى را در اين رابطه حقوقى كه قوام آن به طرفين است ايجاد مىكند (فرزند خوانده شرايطى را ايجاد مىكند كه اين كاملًا مبهم است چون شرايط را ايجاد نمىكند بلكه در نهايت شرايطى را مىپذيرد يا واگذار مىكند) و با توجه به اينكه قوام عقد به طرفين مىباشد، در اينجا نيز طرفين عقد وجود دارند و اثر مقصود صرفاً با ايجاد تحقق نمىيابد (مىخواهند بگويند ايقاع نيست) بلكه با قبول آن از طرف مقابل يعنى فرزند پذير محقق مىشود».
من فكر مىكنم كه تعريف اعم قانون مدنى از عقد در ذهن ايشان بوده كه يكى دو نفر در مقابل يكى دو نفر ديگر متعهد به امرى بشوند و هر دو طرف قبول كنند، من سؤال مىكنم؛ اگر دو نفر يا يك نفر با هم عقد كردند كه من غذاى خودم را مىخورم و تو هم غذاى خودت را بخور، هر دو هم قبول كردند، آيا عقدى منعقد شده است؟ شما بايد قبل از اين مرحله