نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٢٠٧
ثابت كنيد كه ماهيت فرزندپذيرى يك عمل حقوقى است، ثابت كنيد كه منشأ است و انشاء مىخواهد و اين را در سرتاسر نوشته شما نه به تضمن، نه به التزام، اشاره نكرديد، يك كسى بگويد كه اين فرزندپذيرى يك حركت عادى است، يا كسى مىرود مىگويد اين بچه را به من بدهيد و بگوئيد شرط است، المؤمنون عند شروطهم، يا بگوئيم كه عهد است، اما عهد كه بعداً مىخواهيد آثار عقد را بار كنيد، شما هنوز ثابت نكرديد كه فرزند خواندگى ماهيّت انشائى دارد، تمام تكيه ايشان در روى عقد بودن است ولى به نظر من در اين رساله عقد بودن ثابت نشد.
اما راجع به تداخلى كه اشاره كردم؛ در موضوع فرزندخواندگى، بحث مادر بحث حساسى است، من فرمايش ايشان را محضر شما مىخوانم، ايشان در يك بحث ستودنى و انصافاً قابل زحمت مىگويند «انواع طفل از جهت داشتن ولى و عدم آن بايد بررسى شود كه احتمالات به شرح زير است: ١. فرزند خوانده پدر حقيقى دارد و ممكن است به دلايل متعددى اقتصادى و غيره توان سرپرستى از فرزند خود را نداشته و با توافق و شرايطى حضانت و سرپرستى فرزند را به خانوادهاى كه فرزند ندارد واگذار نمايد در اين صورت ولايت پدر واقعى هرگز ساقط نمىشود زيرا ولايت پدر قابل واگذارى يا اسقاط در اين صورت نيست ٢. فرزند خوانده پدر و مادر حقيقى دارد لكن به دلايلى صلاحيّت سرپرستى از فرزند خود را ندارند و