نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٢٢ - ويژگىهاى مكتب اصولى حوزه علميه قم
صاحب كفايه آن چنان مبهوت فلسفه شده كه علم اصول را كاملًا با علم فلسفه مخلوط كرده است، آن هم در مباحث زيادى در فلسفه؛ تازه با مبناى حاجى، نه مبناى پيش از حاجى و نه مبناى كسانى كه نقد حاجى را كردهاند. مثلًا شما بين شاگردان مرحوم آخوند ببينيد و يا در خود كفايه، كه در مورد قضاياى حقيقيه و قضاياى خارجيه دقيقاً همان تعريفى است كه حاجى سبزوارى در منطق منظومه و در فلسفه منظومه ارائه كرده است، دقيقاً همان تعريف حاجى در كتابهاى آخوند، نائينى و آقاضياء نيز هست، در حالى كه آن تعريف مورد نقد قرار مىگيرد كه خود حاجى هم در اين زمينه مورد انتقاد قوى قرار گرفته كه حرف شيخ الرئيس را درست منعكس نكرده و ديگران به حاجى اين اعتراض را كردهاند. بنيان قضاياى حقيقيه و قضاياى خارجيه براى شيخ الرئيس است و شما در بيان حرف شيخ الرئيس درست آن دقتى كه بايد بكنيد را نكردهايد به خصوص در دو جا حرف حاجى تعارض هم دارد، آن جا كه در منطق بيان نموده با حكمت منظومه يك تفاوتى دارد، اين هم ناشى از نقدى است كه به حاجى شده است، ولى آقاى نائينى به آن توجه نكرده است.
به هر حال، منظورم از طرح اين مسئله اين بود كه اصولى كه در نجف مطرح مىشود، چنان فلسفه زده مىشود كه اين قضيه تا چندين سال دوام دارد. اصول آقا ضياء عراقى و حاج شيخ محمدحسين اصفهانى هم همينطور و ريشهاش از اصول