نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٢٠٠
نكته محورى تحقيق ايشان است، يك دفعه ما با يك خلأ علمى مواجه مىشويم، نمىتوانند ثابت كنند، طبق اين عبارت كه عقد است. اقسام مديريت نشده، آنجايى كه مىخواهند بگويند فرزند گاهى پدر ندارد و گاهى مادر ندارد و گاهى جد ندارد، يك دفعه اقسام به هم ريخته، متداخل شده، انسان سردرگم مىشود، بخصوص نقش مادر در اين تحقيق خيلى مبهم مانده است.
ميدانيد كه در فقه هيچ ادعايى را بدون اتكا به اسناد چهارگانه ثابت شده نمىدانيم، گاهى از بحث خارج شدند، البته اين عيب نظريه نيست، ولى عيب يك كتاب است، كه چون بحث يك بحث شبهه محورى است، ايشان آن شبهات پيچيده را مطرح نكردند مثلًا اگر جريان «لاحرج» را در محرمات بحث كرده بودند و اينكه آيا لاحرج مىتواند بر الزامات شرعى حاكم شود، خيلى از مشكلات را حل مىكردند، حداقل وارد مىشدند و مىفرمودند كه اين راه حل باطل است يا بحث مصلحت را مطرح مىكردند چون اگر بخواهيم در فرزند خواندگى برخى مطالب را داشته باشيم اين بحث را بايد رسيدگى كنيم كه (بحث فرزند خواندگى مصلحت ضرورى و مصلحت حاجى نيست به تعبير شهيد اول، بلكه يك مصلحت ترجيحى و تكميلى است) آيا مصالح ترجيحى و تكميلى مىتواند بر الزامات شرعى حاكم باشد؟ اين مطلب بين فقيهان محل بحث شديد است.