نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٥٩
معتقدند كه هدف اساسى فقه ارائه مدل و يا سيستم نيست و نظام به معناى سيستم را ارائه نمىكند. در زندگى سياسى مدلسازى توسط خودمان انجام مىگيرد منتها با ارجاع به متون دينى و با بكارگيرى روش اجتهادى. من وارد اين ديدگاه سوم نمىشوم اما حدأقل اين را مىخواهم تأكيد كنم كه قطعاً اگر نگاه ما به فقه و فقه سياسى اين گونه باشد كه فقه سياسى در حوزه تمدن اسلامى و در زندگى سياسى مسلمانها نقش دانش تنظيم كننده زندگى سياسى را بر عهده دارد ديگر نمىتوانيم قواعد را محدود كنيم به قواعدى كه صرفاً كارش كشف حكم شرعى است.
نكته ديگر اين كه همان طور كه گفتم تعريف ما هم از فقه سياسى تابعى از هويت معرفتى فقه سياسى است و اين كه چه هويتى را به لحاظ معرفتى براى فقه سياسى قائل هستيم. من فكر مىكنم عمده تعاريفى كه تا به حال از فقه سياسى صورت گرفته به يك نكته كمتر توجه كردهاند و آن نكته اين است كه هويت فقه سياسى هويت ارتباطى بوده و از اقسام علوم و دانشهاى ارتباطى است. دانشهاى ارتباطى دانشهايى هستند كه هويت معرفتى خودشان را در ارتباط و در وضعيت ارتباطى پيدا مىكنند. فقه سياسى دانشى است فقهى اما سياسى. در ارتباط بين فقه و سياست است كه دانشى به نام فقه سياسى شكل مىگيرد. ارتباط فقه سياسى با فقه در دو حوزه مبنايى و روشى است، يعنى مبانى خودش را از فقه مىگيرد، روش خودش را هم كه اجتهاد است از فقه مىگيرد،