نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٣٧
مفسده خالصه، نمىشود هر دو را داشته باشيد. بعد از كسر و انكسار يك مقدار مىچربد يك طرف، آنى كه مىماند يا مصلحت خالصه است يا مفسده خالصه است و بر اساس اين اگر مصلحت خالصه باقى ماند شما حب داريد نسبت به اين، اگر مفسده خالصه باقى ماند شما بغض داريد نسبت به اين. نمىشود هم بغضى داشته باشيد نسبت به اين شىء مجمع و هم حب داشته باشيد، حبى كه ناشى از مصلحت خالصه باشد و بغضى كه ناشى از مفسده خالصه باشد اين معقول نيست.
آقاى قائنى
ما گفتيم وزان تشريع وزان تكوين است، شما ببينيد در تكوين سيراب شدن منوط به شرب آب است اما اين كه اين آب، دزدى باشد و يا آب مباح باشد، در بين سيراب شدن بين آب دزدى و مباح هيچ فرقى نيست و لذا اگر سيراب شدن را منوط بخواهيم قرار بدهيم در تكوين، سيراب شدن را به اين آب مباح، اخذ اين قيد لغو است! اصلًا ممكن است انسان از آب دزدى سيرابتر بشود تا از آب مباح. اين در حيث تكوين اينطورى است، آن وقت در حيث تشريع هم ... يعنى مىخواهد بگويد همانطورى كه در حيث تكوين شما از آب و از حيث سيراب شدن ملاك مباح بودن آب حصول سيرابيش، سيراب شدن با آن است. يك قيودى است كه مدخليت دارد در سيراب شدن اين كه آب شور نباشد كه ما مثال زديم يك وقت به نحو