نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٦٣
سياسى است كه دو خصوصيت ويژه دارد: اول: انعطافپذيرى و سياليت در حوزههاى مختلف كه به بحث زمان و مكان و مصلحت و ... بر مىگردد و نكته دوم اين است كه مقوله جمعى است و مقوله فردى نيست. نكتهاى كه من مىخواهم اضافه كنم اين است كه با توجه به اينكه خود قواعد فقهى گونهاى نظريه پردازى در قبال احكام است، مثلًا شايد ما از عدالت به عنوان قاعده فقهى ياد كنيم اما به عنوان نظريه عدالت در حوزه فقه يا در حوزه اسلام مطرح باشد. آيا مىتوان نظريه عدالت، نظريه تسامح، نظريه نظارت و مقولات مختلفى كه در حوزه قواعد فقه به كار مىآيد را حكم دانست؟ آيا آقاى شريعتى در حوزه نظريهپردازى فقط به قواعد عنايت دارند يا هر دو را بايد در حوزه خروجىهاى فقه توجه كنند نه اينكه قواعد فقهى به عنوان نظريه و احكام را به عنوان خروجى ديگر بشود از آن برداشت كرد.
حجت الاسلام والمسلمين شريعتى (نظريهپرداز)
من البته از جهت اين كه از كتاب قواعد فقهى مرحوم آيت الله العظمى فاضل لنكرانى و به ويژه مقدمهاى كه حاج آقا بر آن قواعد فقه نوشتهاند استفاده زيادى كردم، همين جا تشكر مىكنم از زحمتى كه همين مؤسسه كشيدهاند و ان شاءالله كه روح مرحوم آيتالله العظمى فاضل شاد بشود با صلوات بر محمد و آل محمد.