نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٦٥
اقتصادى، اجتماعى، سياسى، قضايى و عرصههاى مختلفى كه نياز حكومت است و به عبارت ديگر قانونمند كردن جامعه و حكومت، شما يك جامعهاى را تصور بفرماييد كه مردم با قواعدى كلى آشنا هستند، كارگزاران و مديران جامعه هم با همان قواعد آشنا هستند. آن جامعه را به راحتى مىشود اداره كرد يعنى به اصطلاح جامعه قانونمند است. من به عنوان مكلف و ديگرى به عنوان يك مدير جامعه، قاعده لاضرر را قبول داريم. وقتى قواعد را قانونمند كنيم اين نياز حكومت خيلى زود برآورده مىشود و بحرانها و خطراتى كه ممكن است در پيش داشته باشد را به راحتى پشت سر مى گذارد. ثانياً تسريع در دستيابى به حكم در مسائل نوپيدا، ثالثاً تثبيت مقررات حاكم. امروزه مشكلاتى كه كشور اسلامى دارد اين است كه مثلًا دولت وقتى عوض بشود يك سرى از مقررات عوض مىشود. ما وقتى كه يك قواعد كلى به اين دولت بدهيم اين قواعد را هر دولتى كه بيايد نمىتواند عوض كند. مثلًا قاعده نفى سبيل (نفى سلطه بيگانه). اگر همه قبول داشته باشند هر موضوعى كه به سلطه بيگانه بيانجامد هم افراد مىدانند وظيفهشان چيست و هم آن كشور كفر مىداند و آيندهنگرى مىكند. مبارزه ميرزاى شيرازى با توتون و تنباكو در همين قاعده شكل گرفت. نفى سبيل باعث شد كه فتوايى صادر شده و سلطه بيگانه كنار برود. پس مقررات حاكم تثبيت مىشود. رابعاً متحدالشكل شدن قوانين كشورهاى اسلامى. اگر