نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٦١
مىشويم و اين خصلت اجتماعى موضوعات سياسى است. مثلًا اگر انتخابات را در نظر بگيريم خودش يك امر جمعى است. من اگر تنها رأى بدهم به كار من انتخابات نمىگويند و شركت در انتخابات نيست؛ انتخابات زمانى است كه چند نفر در يك امر شركت مىكنند. ماهيت انتخابات قوامش به جمعى بودنش است. يكى ديگر از ويژگيهاى امر سياسى انعطاف پذيرى است، امر سياسى امرى است انعطاف پذير و نوعى سياليت در آن وجود دارد. حالا فقه به عنوان دانشى كه ارزشهاى ثابت دينى را مىخواهد درباره سياست متغير بيان كند به يقين جايگاه متفاوت و هويت سياسى خاصى پيدا مىكند كه اين را از ديگر شاخههاى فقه متمايز مىكند. اگر چه عرض كردم از نظر مبنايى و روشى كاملًا فقه سياسى وابسته به فقه است و تفاوت مبنايى و روشى وجود ندارد، اما تفاوت موضوعى تفاوت بسيار حساسى است. بنابراين من خلاصه مىكنم نكته اولم در مورد فرمايش جناب آقاى شريعتى اين است كه تعريفى كه ايشان از قواعد فقه سياسى ارائه مىكند و قلمروى كه برايش تعيين مىكند تقريباً يك قلمرو محدودى است كه از تعريف حداقلى از فقه سياسى نشأت گرفته است. ليكن به نظر مىرسد كه امروزه اگر ما فقه سياسى را به سياست و به حكومت اسلامى پيوند مى زنيم و جايگاه معرفتى برايش قائل هستيم، بايد آن را ارتقاء ببخشيم. اين نكته اول، نكته دوم ان شاء الله در نوبت بعد.