نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٢٠ - ويژگىهاى مكتب اصولى حوزه علميه قم
امّا حالا در تاريخ علم اصول اين بحث هست كه بنيانگذار علم اصول شافعى است در حالى كه اينطور نيست. بنيان تئورى و منهج علم اصول و قواعد علم اصول و آن بنيانهاى كلى علم اصول را در كلمات ائمه اطهار (عليهم السلام) مىتوان ديد، تخصيص، عموم، اطلاق، تقييد، كلماتى هستند كه در كلام ائمه اطهار وجود دارد و اين كم لطفى است كه ما اينها را نديده بگيريم و بگوييم بنيانگذارش شافعى است. در حال حاضر من در اين زمينه نمىخواهم بحث كنم، من در نوشتههاى فارسى، اگر موفق بشوم، شواهد زيادى را جمع آورى كردهام كه قواعد بزرگى از علم اصول در لابلاى روايات است كه در اين جلسه هم به آن اشاره خواهم كرد.
دانشگاههاى بزرگ در دنيا و دانشگاههاى سنتى سابقهدار، بنايشان اين بوده كه نحلههايشان با همديگر تفاوت مىكرده و الآن هم همينطور است. شما در فلسفه غرب به محض اين كه بگوييد اين متفكر و يا اين فيلسوف از نحله آلمان است و يا از نحله اتريش است و يا از نحله سوئيس است و يا از نحله انگليس است، هر كدام از اين نحلههاى مختلف بلافاصله اهل تفكر مىفهمند كه بنيان فكريش چيست. به دليل اين نحلهها و حوزههايى است كه در آن حوزهها متفكرين بزرگ وجود داشته است. به هر حال در يك حوزه يك منهج داشتهاند و اين روش در حوزههاى ما هم احساس مىشود.
ما سه حوزه را كه اشاره كردم با هم مقايسه مىكنيم، يكى