نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٨٠
استفاده كنيم. ولى اين نكته خوبى بود كه حاج آقا فرمودند و من هم تا حدى جواب را عرض كردم، نكات ديگرى را هم كه فرمودند استفاده كرديم و من نكته ديگرى ندارم.
سوال: گاهى قاعده سياسى براى حكومت بيان مىشود، ولى باز هم حاكم ديگرى بيايد اختلاف پيدا مىشود، زيرا اختلاف در تحقق و يا عدم تحقق موضوع پيش مىآيد. در اين موارد چه بايد كرد؟
جواب: مى توان براى تفسير آن قاعده مرجعى قرار بدهيم كه اگر ما در موضوع و يا در چگونگى نحوه تطبيق آن قاعده بر آن موضوع شك داشتيم آن مرجع بايد اين وظيفه را انجام بدهد، به نظر من راهش همين است و چيز ديگرى نيست.
سوال: يك سؤال هم از جناب آقاى ميراحمدى مطرح كنم. اگر چه از يك رو ضرورت قواعد سازى و ضابطهمند كردن احكام سياسى مطرح است و لكن به نظر مىرسد با توجه به اينكه موضوعات و مسائل سياست و حكومت در بردارنده عوامل متعدد و متغيرات فراوان است، قواعد سازى در اين مورد با دشوارى مواجه باشد. بدين ترتيب آيا قواعد در فقه سياسى چندان كارآمد خواهد بود و فقيه چگونه مىتواند در فرآيند قاعده سازى همه اين عوامل و متغيرات را در نظر گرفته و يا پيش بينى نمايد؟
جواب: من هم با اين نكته موافق هستم اما آيا