نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٧٣
موارد مختلفى گفتند. ولى اگر تغيير در مصداق يك مفهومى بود اينجا بايد به مصداق جديد عمل كنيم، يعنى مصداق جديد هم موضوع حكم شرعى است، كما اينكه در مورد تغيير شهرها و مدن، فقها قائلند به اينكه با تغيير مصداق، حكم شرعى هم بر مصداق جديد بار مىشود. مثلًا مكهى فعلى موضوع حكم شرعى است چون در مفهوم مكه كه تغييرى حاصل نشده است. با عنايت به اين مقدمه عرض مىكنيم كه در تشخيص مفهوم ام به نظر مىرسد كه ما بايد نظريهاى را انتخاب كنيم كه صاحب رحم را مادر بشناسند، البته نه به آن استدلالى كه مرحوم آيت الله خوئى از آيه شريفه «ان امهاتكم الا اللائى ولدنهم» استفاده كردند، به نظر مىرسد كه آن حصر در آنجا اضافى است و نفى مادرى از زنان زهار شده است، از مقام بيان ملاك امومت شرعيه نيست ولى ما از نظر لغوى وارد مىشويم و عرض مىكنيم با توجه به اشعار آن زمان پى مى بريم كه اينها تصورى از تخمك نداشتند و تخمك يك امر مستحدث است. آنچه را كه بشر زمان صدور روايات و نزول روايات از آن مىفهميد، كسى بود كه طفل را به دنيا مىآورد، حتى اين تصور در اشعار زمان جاريه هم هست، در بعضى از اشعار هست كه المرأه وعاء، پس تخمك را نمىشناختند بنابراين ملاك اطلاق لفظ ام فقط به ملاك تولد و زايمان بود و خطاب شرعى هم منزل به همين مفهومى است كه عرف آن زمان مىفهميد.
بنابراين تطور دانش و ترديد در اينكه حالا اطلاق آن به