نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٣٣
نمىبينى يك چيز است، واقعش دو حقيقت است اما تو نمىبينى. ما فرضمان اين است كه اول طى مىكنيم واحد حقيقى عينى، نه تعدد! و لذا آنجا مىگوييم تركيب اتحادى نه انضمامى. پس امر را واحد فرض مىكنيم كه لا تعدد فيه. چون امر واحد است مشكل اين است كه فرمايش آقاى نجفى مىشود كه واحد محبوبيت و مبغوضيت در آن جمع بشود؟ اگر بنا شد حيثى را ما در نظر بگيريم، بله؛ واحد چون حيثيات مختلف دارد از حيث صلاتى مىگويد محبوب من است و با نماز در خانه و مكان مباح هيچ فرقى ندارد. از حيث غصبى صلاتش ديگر مكروه من نيست، از حيث غصبى داراى تمام مفسده غصب و تمام عقوبت مترتبه بر آن هست. اتفاقاً محبوبيت و مبغوضيت چون به لحاظ حيثيات است با همديگر قابل جمع است. و اما نسبت به ثمره؛ بحث ثمره اينجا همين صحت صلات در مكان غصبى بود كه ثمره مهم بحث همين است، منتها اين ثمره را شما ممكن است بگوييد با بحث ترتّب يا مباحث ديگر حل بشود. صلات در مكان مغصوب را با بحث ترتّب نمىشود حل كرد. چرا نمىشود حل كرد؟ نكتهاش اين است كه نماز در مكان مغصوب آن جايى كه بناست مأمور به و منهى عنه با هم درگير بشوند آن نقطه مثلًا سجده است كه تركيبش اتحادى است يعنى اين سجده فعل واحد است؛ اين فعل واحد هم غصبٌ و هم سجدهٌ و جزء من الصلاه؛ ديگر نرخ شاه عباسى است كه با ترتّب موارد تركيب اتحادى حل