پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - آفرينش حيات شاهكار آفرينش
تفسيرى كه فخررازى دارد، متناسب با جمعى از فيلسوفان است كه دور هم بنشينند و چنين سفسطههايى را درست كنند كه اگر فاعل بالواسطه باشد چنين، و اگر بلا واسطه باشد چنان!
آيه هشتم همچون آيه سوّم، ايجاد حيات و مرگ را، مخصوص خداوند مىشمرد؛ و بازگشت همگان را به سوى او معرّفى مىكند.
در آيه نهم، مشركان را با لحنى قاطع، مخاطب ساخته؛ مىگويد: «خدا است كه شما را آفريده و حيات بخشيده و سپس روزى داده، مرگ شما و حيات مجدّد در قيامت نيز به دست او است، آيا هيچيك از بتهاى شما قدرت بر چنين كارى دارند»؟ آنها مىتوانند چيزى بيافرينند يا بميرانند؟ يا روزى بخشند؟ حال كه همه اينها از آن خدا است، پس چرا براى او شريك و همتا قرار مىدهيد؟ «او منزّه و برتر است از شريكانى كه براى او قرار مىدهند» سُبْحانَهُ وَ تَعَالى عَمّا يُشْرِكُوْنَ
سرانجام در دهمين و آخرين آيه، مسأله حيات گياهان را كه چهره زيبا و پر اسرارى از حيات است، مطرح مىكند، و صحنه زمينهاى مرده را به انسانها نشان مىدهد كه چگونه بيابان خشك و فاقد حيات را با يك يا چند باران كه از آسمان نازل مىشود، لباس حيات در تن مىپوشد، از هر گوشهاى از آن نغمه حيات بر مىخيزد و صحنه رستاخيز ظاهر مىشود.
در پايان آيه مىافزايد: در اين مسأله حيات گياهان، نشانه بزرگى است، براى كسانى كه گوش شنوا دارند نغمه حمد و تسبيح گياهان را مىشنوند و زمزمه توحيد هر گياهى كه از زمين مىرويد و ذكر وحده لا شريك له گويد، با گوش جان استماع مىكنند انَّ فِى ذلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُوْنَ